برچسب امیر مولوی

روشنایی شب 1404

سریال "روشنایی شب" روایتگر فعالیت یک قرارگاه پنهان اطلاعاتی است که با کشف یک عملیات تروریستی، وارد مسیری پیچیده از شناسایی و خنثی‌سازی شبکه‌های نفوذ و خرابکاری می‌شود؛ جایی که ردِ تهدیدها از مرزها عبور کرده و به لایه‌های زیرساختی و امنیتی کشور می‌رسد. در دل این مسیر، تقابل با یک شبکه چندلایه و چهره‌ای مرموز، داستان را به سمت تصمیم‌هایی سرنوشت‌ساز و عملیاتی تعیین‌کننده پیش می‌برد.

مهمان کشی 1404

داستان “مهمان کشی” از زمانی آغاز می‌شود که خبر حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس تصمیم ایشان برای عزیمت به کوفه، به گوش مردم این شهر می‌رسد. مردم کوفه، پیش از این با ارسال نامه‌های متعدد، امام حسین (ع) را برای قیام علیه ظلم یزید دعوت کرده بودند و بیعت و حمایت خود را اعلام کرده بودند. در پی این دعوت‌ها و برای ارزیابی وضعیت شهر و اطمینان از جدیت بیعت کوفیان، امام حسین (ع) تصمیم می‌گیرند مسلم بن عقیل را به عنوان نماینده ویژه و فرستاده خود به کوفه اعزام کنند. سریال به جزئیات وقایعی می‌پردازد که در کوفه رخ داد و نهایتاً به شهادت مسلم بن عقیل انجامید و زمینه‌ساز واقعه عظیم و حزن‌انگیز کربلا شد.

رستگاری 1402

سریال رستگاری داستانی ماورائی دارد ، داستان دو برادر کارخانه دار که نام یکی از آنها حافظ ( با بازی محمود پاک نیت) است، مردی طماع و پرکینه که در عالمی برزخ دست و پا می زند که خود آن را ساخته است.

فضل بن شاذان (ستاره شرق) 1396

سال ۲۶۰ هجری قمری است ... پیرمردی در یکی از روستاهای نیشابور آن زمان که از مراکز مهمّ علمی اسلام در بستر احتضار آرام گرفته است و بی‌توجّه به آن چه در اطرافش میگذرد تنها به درب چشم دوخته است و منتظر امدن کسی است ... او *فضل بن شاذان نیشابوری*، متکلّم و فقیه نامدار شیعه است که دشمنان به او زبان برّان اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین می‌گویند. زیرا محضر چهار امام معصوم را درک کرده است و در مقام دفاع از باورهای حقّ خود از هیچ کوشش و مبارزه‌ایی دریغ نمی‌کند. فضل مدّتی قبل برای امر مهمّی مخفیانه به این روستا آمده است ...
... و سرانجام مأمورین و جاسویسان حکومتی بعد از تلاش زیاد محلّ اختفای او را پیدا کرده‌اند ...

... سرکرده مأمورین بعد ازکشف محلّ اختفای فضل بن شاذان پیکی به دارالحکومه می‌فرستد و جابر بن معاذ را از ماجرا با خبر می‌کند. جابر که مستقیماً از طرف دارالخلافه بغداد مأمور سرکوب مخفیانه شیعیان خراسان است و مهم‌ّترین دشمن *فضل بن شاذان* محسوب می‌شود. او که در علوم دینی تبحّر ویژ‌ه‌ای دارد؛ بعد از آن به خراسان فرستاده شد که دارالحکومه خراسان نتوانست خطر فضل بن شاذان را از بین ببرد. جابر خوشحال از شنیدن خبر دستگیری *فضل بن شاذان* خود را به بالین او می‌رساند ...

... دو تن از شاگردان فضل، علیّ و محمّد تنها کسانی هستند که اجازه یافته‌اند بر بالین او حضور داشته باشند. فضل چشم‌هایش را باز میک‌ند و مجدّداً سراغ ابراهیم، دیگر شاگرد خود، را می‌گیرد که مدّتی قبل مخفیانه او را برای امر مهمّی به سامراء، نزد امام حسن عسکری علیه السّلام فرستاده است ... حال نگران است قبل از دیدن ابراهیم و شنیدن خبر مهمّی که حامل آن است ...