من زمین را دوست دارم 1372

«خسرو» كه كارش رانندگي تاكسي است، يك شب با موجودي فضايي كه خود را «خپيت» مي‌نامد، روبرو مي‌شود. رفتار غير عادي و پيش‌بيني نشده «خپيت» مشكلاتي براي «خسرو» پديد مي‌آورد. «خسرو» علت حضور «خپيت» در زمين را نمي‌داند تا اينكه زني فضايي نيز به زمين مي‌آيد. و اوست كه فاش مي‌كند كه «خپيت» به لحاظ مخالفت فرماندهان سياره با نفس ازدواج او، به زمين تبعيد شده است. به زودي پاي موجودات فضايي ديگر كه قصد بازگرداندن زن و مرد فضايي را دارند به زمين گشوده مي‌شود. بين دو گروه نبردي در مي‌گيرد اما در نهايت، با قول فرماندهان سياره، كه زن و مرد فضايي در صورت بازگشت به سياره‌شان مي‌توانند ازدواج كنند، غائله خاتمه مي‌گيرد.

«خسرو» كه كارش رانندگي تاكسي است، يك شب با موجودي فضايي كه خود را «خپيت» مي‌نامد، روبرو مي‌شود. رفتار غير عادي و پيش‌بيني نشده «خپيت» مشكلاتي براي «خسرو» پديد مي‌آورد. «خسرو» علت حضور «خپيت» در زمين را نمي‌داند تا اينكه زني فضايي نيز به زمين مي‌آيد. و اوست كه فاش مي‌كند كه «خپيت» به لحاظ مخالفت فرماندهان سياره با نفس ازدواج او، به زمين تبعيد شده است. به زودي پاي موجودات فضايي ديگر كه قصد بازگرداندن زن و مرد فضايي را دارند به زمين گشوده مي‌شود. بين دو گروه نبردي در مي‌گيرد اما در نهايت، با قول فرماندهان سياره، كه زن و مرد فضايي در صورت بازگشت به سياره‌شان مي‌توانند ازدواج كنند، غائله خاتمه مي‌گيرد.

منبع  : دایره المعارف فیلم های ایرانی ( سون آرت پدیا )

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *