عکس| سفر زمان؛ «ایرج قادری و فریبرز عرب نیا» در 64 و 34 سالگی؛ سال 77
در ادامه تصویری کمتر دیده شده از ایرج قادری و فریبرز عرب نیا را در 64 و 34 سالگی پشت صحنه فیلم طوطیا و در سال 77 مشاهده می کنید.
در ادامه تصویری کمتر دیده شده از ایرج قادری و فریبرز عرب نیا را در 64 و 34 سالگی پشت صحنه فیلم طوطیا و در سال 77 مشاهده می کنید.
تله تئاتر «زارع شیکاگو» داستان یک روزنامه در دهه هزار و نهصد و بیست در شیکاگو اتفاق میافتد، در واقع “زارع شیکاگو” روزنامهای است که به روش سنتی در شیکاگو به مسائل کشاورزی میپردازد و خوانندگان محدودی دارد. مدیر روزنامه که آدمی سنتی است، پرسنلی محدود دارد و درصدد است تا آدم لایقی را به جای خود بگمارد و به سفر برود. جوانی به نام سام برای گرفتن کار به دفتر روزنامه می آید.
مدير روزنامه که آدمي سنتي است ، پرسنلي محدود دارد و درصدد است تا آدم لايقي را به جاي خود بگمارد و به سفر برود جواني به نام سام (فريبرز عرب نيا) براي گرفتن کار به دفتر روزنامه مي آيد. او حاضر است حتي براي تميزکردن محيط کار وارد اين شغل شود؛ ولي عملا پس از ورود، با ترفند و چاپلوسي ، مدير روزنامه را متقاعد مي کند که مي تواند سردبير خوبي براي روزنامه باشد مدير روزنامه کار را به دست او مي سپارد و به تعطيلات مي رود. وي با اين که هيچ تخصصي در امر کشاورزي ندارد با شگرد نوشتاري خود باعث بالارفتن شمارگان روزنامه مي شود که اين مساله باعث به وجود آمدن ماجراهايي مي شود…
سرگرد نبوی از ماموران نیروی انتظامی برای متلاشی کردن یک باند قاچاق مواد مخدر، به دستور فرمانده خود در این باند نفوذ میکند تا انجام معامله یک محموله مواد را اطلاع دهد. در حین انجام عملیات، فرمانده در پی یک درگیری شهید میشود. با دستگیری قاچاقچیان، نبوی که در بین آنهاست ادعا میکند که نیروی نفوذی پلیس است، اما کسی از این موضوع اطلاع ندارد…
عطا وکیل جوانی است که در جریان رسیدگی به یک پروندهٔ حقوقی، شرکت «ایران کام» را در دادگاه محکوم میکند. مدیر عامل این شرکت بلافاصله پس از ختم دادرسی، با برکناری وکیل شرکت و با ترفندهای خاص، عطا را با شرایط و امکانات مالی ویژهای به کار میگیرد. کار برای شرکت «ایران کام» زندگی عطا را متحول میکند، اما او رفته رفته به اوضاع مشکوک میشود و مسائلی را دربارهٔ نحوهٔ ادارهٔ شرکت درمییابد و…
سروان «ناصر محمدی» (با بازی عبدالرضا اکبری) یکی از کارآگاهان اداره آگاهی است که با همسرش مریم و دخترشان زندگی میکند. او طی مأموریتی، مسئولِ پیگیری قتلِ یک نوازندهٔ ارکستر سمفونیک میشود که جسد سوختهاش را در محل تخلیهٔ زباله پیدا کردهاند. وی در طول بررسیهای خود، به محل ارکستر سمفونیک هم سر میزند و در آنجا با برادر مقتول آشنا میشود. یک شب، کارآگاه محمدی هنگام تماشای یک برنامه تلویزیونی، مصاحبهای با یک محکوم به اعدام را میبیند و نکاتی نظرش را جلب میکند. او با تهیهکننده آن برنامه تلویزیونی تماس میگیرد و سرانجام به سرنخهای جدیدی میرسد. . .
یک افسر نیروی انتظامی مأموریت مییابد تا وارد یک باند بسیار مخوف مواد مخدر شود و به دلیل فوق سری بودن عملیات، تنها یکی از فرماندهان مافوق او از این مأموریت مطلع است و…
داستان این مجموعه تلویزیونی از زخمی شدن حسن بن علی و رفتن وی به مدائن که حاکم آن عموی مختار است شروع میشود. مختار از طرف عمویش فرا خوانده میشود تا از حسن بن علی محافظت کند. بعد از مسموم و کشته شدن حسن مجتبی توسط همسرش جعده در ادامه، داستان به وقایع سال ۶۰ هجری و مرگ معاویه و حکومت یزید و جریان بیعت گرفتن از حسین بن علی رفته و در نهایت پنج سال بعد از حادثه عاشورا، مختار به عنوان رهبر سومین قیام پس از عاشورا با متحد کردن شیعیان با شعار «یا لثارات الحسین» به خونخواهی حسین بن علی و شهدای کربلا قیام میکند.