
حرص مال دنیا برای آقای سخی خسیس تمامی ندارد و وی در حین جر و بحث برای وصول کردن یکی از مطالباتش، دچار سکته مغزی خفیف شده و روانه بیمارستان می شود. سخی زنده مانده اما بر اساس نتایج آزمایش ها، به دلیل تحلیل رفتن کلیه ها تا بیش از یک ماه دیگر زنده نیست. او در این فرصت اندک به جای اصلاح رفتار با خانوداه و مردم و انجام کارهای خیر، تمام هم و غمش را برای جمع آوری طلب هایش صرف می کند و از قضا کیسه ای بزرگ حاوی طلای دزدی، ناخواسته بر سر راه او سبز می شود. سارقان طلا با تعقیب و به گروگان گرفتن وی محل اختفای طلاها را از او مطالبه می کنند و سخی توافق می کند تا در ازای کمک گرفتن از آنها در مراجعه به بدهکاران فراری ، طلاها را به آنها بازگرداند.
