داستانهای ناتمام (نمایش) 1391
این فیلم ماجرای کدورت خواهر و برادری را به نمایش می گذارد که در ادامه به جهت تصمیم فرزندانشان به ازدواج با یکدیگر به چالش کشیده می شود. برای حل این مشکل در باغ خانوادگی مربوط به دو خانواده قرار ملاقات گذاشته می شود، اما به صورت غیر منتظره متوجه می شوند این باغ بدون اطلاع آنان توسط سرایدار اجاره داده شده است و ماجراهایی رقم زده می شود که مخاطب را همراه می سازد.
حرص مال دنیا برای آقای سخی خسیس تمامی ندارد و وی در حین جر و بحث برای وصول کردن یکی از مطالباتش، دچار سکته مغزی خفیف شده و روانه بیمارستان می شود. سخی زنده مانده اما بر اساس نتایج آزمایش ها، به دلیل تحلیل رفتن کلیه ها تا بیش از یک ماه دیگر زنده نیست. او در این فرصت اندک به جای اصلاح رفتار با خانوداه و مردم و انجام کارهای خیر، تمام هم و غمش را برای جمع آوری طلب هایش صرف می کند و از قضا کیسه ای بزرگ حاوی طلای دزدی، ناخواسته بر سر راه او سبز می شود. سارقان طلا با تعقیب و به گروگان گرفتن وی محل اختفای طلاها را از او مطالبه می کنند و سخی توافق می کند تا در ازای کمک گرفتن از آنها در مراجعه به بدهکاران فراری ، طلاها را به آنها بازگرداند.
فرزاد وسیما با یکدیگر نامزد هستند اما پدر سیما شرط گذاشته که حتما باید اول مینا ازدواج کند و فرزین به فرزاد میگوید که من از خود گذشتگی میکنم و از مینا خواستگاری میکنم صحبت گلی که از قدیم عاشق عمه فرزاد و فرزین بوده با ورود عمه شرایط تغییر میکند ….
امرالله و فتح الله بزرگان دو ايل هستند که با هم دشمني ديرينه دارند و در اين بين پسر امرالله عاشق دختر فتح الله شده است. از طرفي هم هر دو در يک رقابت انتخاباتي قرار مي گيرند.
یک پزشک زن از شیفت شب و کار در بیمارستان خسته شده است و از رئیسش میخواهد که با انتقالی او موافقت کند. رئیس او را به موسسه مردمنهاد یا همان ان.جی.او یی منتقل میکند که کارشان با مبتلایان به ایدز است؛ و بهواسطه رابطه پزشک جوان با بیماران به لایههای درونی زندگی آنها و داستانهای جورواجورشان وارد میشویم ضمن اینکه در کنار این، درگیر زندگی خود دختر هم میشویم. او رابطهای خیالی با پدرش دارد که در زمان جنگ به شهادت رسیده است و مادرش هم به انتخاب خودش در آسایشگاه سالمندان زندگی میکند.