آقای ساعتچی 1372
در این سریال ماجراهایی که بین خانواده عمه و دو برادرزاده اش که به علت سفر مادر و پدر مدتی نزد او بسر می برند روی می دهد....
بعد از واقعه عاشورا عبیدﷲ اهل کوفه از اینکه با امام حسین (ع) هم پیمان نشده، پشیمان است. برای اینکه گرفتار خشم ابن زیاد نشود از کوفه فرار میکند. چگونگی فرار و دستگیری او در داستان دنبال میشود.
این سریال روایت زندگی یک مهندس متخصص است که با همسر نویسنده اش و فرزندش زندگی خوبی دارند، تا این که مهندس تصمیم می گیرد برای ادامه زندگی به خارج از کشور مسافرت کند. او برای این کار با یک خانم وکیل مشورت می کند. این موضوع باعث می شود پای وکیل به زندگی مهندس باز شود و مسائل دیگری را به وجود آورد...
این فیلم ماجرای کدورت خواهر و برادری را به نمایش می گذارد که در ادامه به جهت تصمیم فرزندانشان به ازدواج با یکدیگر به چالش کشیده می شود. برای حل این مشکل در باغ خانوادگی مربوط به دو خانواده قرار ملاقات گذاشته می شود، اما به صورت غیر منتظره متوجه می شوند این باغ بدون اطلاع آنان توسط سرایدار اجاره داده شده است و ماجراهایی رقم زده می شود که مخاطب را همراه می سازد.
هانی بن عروه از محبان علی (ع) در کوفه زندگی می کند. مسلم بن عقیل به عنوان نماینده امام حسین(ع) و به دلیل بیعت مردم کوفه در خانه هانی ساکن می شود. عبیدالله بن زیاد، جاسوسی به خانه هانی می فرستد تا از اوضاع باخبر شود.یاران امام حسین(ع) آماده رزم می شوند و از طرف عبیدالله بن زیاد، مرتب مورد تهدید قرار می گیرند. در این میان عدهای از یاران دستگیر شده و سرکوب می شوند؛ تعدادی هم پیمان شکنی کرده و از هانی میخواهند که از حمابت امام حسین(ع) دست بردارد.جاسوسی به عنوان دوست وارد خانه هانی می شود و اطلاعات را به عبیدالله بن زیاد می رساند و با دسیسه هانی را به دیدار عبیدالله می فرستد و در این ملاقات به هانی تهمت می زنند که قصد کشتن عبیدالله را داشته و وی را به دار می آویزند…
حرص مال دنیا برای آقای سخی خسیس تمامی ندارد و وی در حین جر و بحث برای وصول کردن یکی از مطالباتش، دچار سکته مغزی خفیف شده و روانه بیمارستان می شود. سخی زنده مانده اما بر اساس نتایج آزمایش ها، به دلیل تحلیل رفتن کلیه ها تا بیش از یک ماه دیگر زنده نیست. او در این فرصت اندک به جای اصلاح رفتار با خانوداه و مردم و انجام کارهای خیر، تمام هم و غمش را برای جمع آوری طلب هایش صرف می کند و از قضا کیسه ای بزرگ حاوی طلای دزدی، ناخواسته بر سر راه او سبز می شود. سارقان طلا با تعقیب و به گروگان گرفتن وی محل اختفای طلاها را از او مطالبه می کنند و سخی توافق می کند تا در ازای کمک گرفتن از آنها در مراجعه به بدهکاران فراری ، طلاها را به آنها بازگرداند.