برچسب پهلوی

رضاخان با کودتا، سرنیزه و حبس سلطنت را قبضه کرد

هجرت ناگزیر رهبر کبیر انقلاب اسلامی به دهکده نوفل لوشاتو در حومه پاریس به فرصتی برای ترجمه اندیشه‌های سیاسی ایشان به زبان روز دنیا مبدل شد. امام خمینی در دیدار‌ها و گفت‌و‌گو‌های متنوع و مبسوط، ضمن اشاره به عدم مشروعیت و استیلای رژیم پهلوی به مدد کودتا، مختصات نظام مطلوب خود را برای جهانیان تبیین نمودند. این امر در همه‌گیر شدن ایده‌های آن بزرگ تأثیر فراوان داشت

صدارت ۱۳ ساله عرصه‌ای برای تاخت‌و‌تاز یک فرقه

با مرور زندگانی سیاسی هویدا، می‌توان گفت وی تنها یک بهایی‌زاده نبود، بلکه با تمام توان در جهت تحقق اهداف فرقه بهائیت کوشید و مورد حمایت و قدردانی محافل این فرقه قرار گرفت. ارتباطات گسترده او با بهائیان داخل و خارج کشور، به‌ویژه با مرکز حیفا و نیز حمایت‌هایی که این مرکز برای حفظ و تثبیت موقعیت او در مقام نخست‌وزیری نشان داد، نه‌تنها مؤید وابستگی دینی اوست، بلکه نشان از نقش پررنگ وی در تقویت جایگاه بهائیان در ساختار قدرت ایران دارد

به شایعات اعتنا نکنید خودم ملت را بسیج خواهم کرد

درحالی که تنها چند ساعت از آغاز حمله رسمی ارتش صدام به خاک کشورمان می‌گذشت، امام خمینی در پیامی خطاب به مردم ایران فرمود: «خوفی در کار نیست اصلاً، چیزی نیست که خوف داشته باشد. یک حرف با ملت ایران است که هم خونسردی خودشان را حفظ کنند و هم این شایعه‌ساز‌ها را جلوی‌شان را بگیرند و هیچ اعتنا به شایعه‌ها نکنند... من هر روزی که محتاج به این بشود که بسیجی بکنم، خواهم کرد و ان‌شاء‌الله نیاید آن روز که یک همچو امری واقع بشود..»

مجالسی که حتی بهائیان آن را مجمع بدکاره‌ها می‌دانستند!

بهائیان نخستین جماعتی بودند که در ایران موضوع کشف حجاب و اختلاط زنان و مردان بیگانه را تحت عنوان «حریت نساء» مطرح کردند. عباس افندی در دوران مشروطه، فرمانی صادر و زنان بهایی را از داشتن حجاب منع کرد. اقدامات بعدی رضاخان در این زمینه، مسبوق به سابقه بود، زیرا بهائیان در عصر مشروطه، اولین گام‌ها را در این باره برداشته و بستر‌ها را مهیا نموده بودند

غمی سنگین زمان را طی می‌کرد و تازه و سوزان به ما می‌رسید!

مهرماه فرمانفرمائیان: «همگان با صدای سوزناک، نوحه می‌خواندند. عده زیادی پیراهن سیاه به تن، چون نوحه سرایی تمام می‌شد، می‌ایستادند، آنگاه دست‌ها با هم بالا می‌رفتند، در هوا حرکتی به آنها داده می‌شد و با ضربه بر سینه‌ها فرود می‌آمدند و با یکدیگر فریاد می‌زدند: حسین، حسین! صدای ضربت دست‌ها به سینه‌ها، نام حسین که از حنجره‌ها بیرون می‌آمد، عقیده دسته‌جمعی در آن محیط گداخته را به دل و روح رخنه می‌داد...»

خط دفاعی ایران نه در برابر حمله که به خاطر نفرت از شاه فروریخت!

سربازان از میدان صبحگاه رفتند، اما نه به سوی خط مقدم که به خانه! در همان لحظه خط دفاعی میهن نه در برابر تانک‌های دشمن که مقابل بی‌اعتمادی و بی‌پیوندی میان «قله فرماندهی» و «بدنه مردمی» فرو ریخت! در کوچه‌های تهران، صدای قدم‌های خسته و کشدار سربازان، با اذان صبح در هم می‌آمیخت و شهر هنوز بی‌خبر از تسلیم بی‌قید و شرط ارتش خود بدون ذره‌ای مقاومت، در خواب خوش غنوده بود!

چپ‌گرایی که به فراماسونری پیوست و امریکوفیل شد!

با اوج‌گیری انقلاب اسلامی، کارگزاران حکومت پهلوی دوم در بلاتکلیفی به سر می‌بردند و هر یک برای او نسخه‌های بعید می‌پیچیدند. این امر، بیشتر اعصاب حکومت را به هم می‌ریخت و آن را در وضعیتی معلق قرار می‌داد. هوشنگ نهاوندی نیز در زمره این عده از رجال بود. نهایتاً در دوران صدارت غلامرضا ازهاری، شتر بدبینی در برابر منزل وی نیز فرود آمد و اعلام شد: «نهاوندی به جرم سوء استفاده مالی و اختلاس دستگیر شده است!»

بیماری، مظلوم‌نمایی و توطئه انگاری بهانه‌های هوشنگ برای نطق عذرخواهی شاه

نهاوندی بیش از آنکه به عنوان یک مورخ واقع‌گرا شناخته شود، تبدیل به ماشین توجیه رفتار‌های محمدرضا پهلوی در سالیان سلطنت شده بود. او در عین حال، خود را در میان رجال عهد شاه از بهترین‌ها می‌دانست و دائماً وانمود می‌کرد در صورت تحقق خواسته‌های وی و گروهش سرنوشت دیگری برای کشور رقم می‌خورد! تجربه نشان داده است، عناصری که به دفاعیه نویس یک حکومت یا دولت تبدیل می‌شوند، به لحاظ تاریخی اعتبار چندانی نمی‌یابند