برچسب پهلوی

او در به کف آوردن قدرت، ثروت و زن بی‌تاب می‌شد!

عده‌ای تصور برده‌اند که بختیار به محض ورود به سوئیس، فعالیت علیه رژیم شاه را شروع کرد، اما چنین نبود. وی هرگاه شاه به مسافرت اروپایی می‌رفت، شرفیاب می‌شد! در تمام اعیاد و روز‌های مخصوص، تبریک می‌گفت و با اغلب خاندان پهلوی نیز دوستی و مراوده داشت. در این میان بودند عده‌ای که همچنان درپی تخریب بختیار نزد شاه باشند. گزارشات منفی علیه او آنچنان بالا گرفت که نهایتاً منجر به اخذ گذرنامه سیاسی‌اش در مهرماه ۱۳۴۱ شد. بازنشستگی بختیار به او فهماند که دیگر در ایران جایی ندارد!

شیرزنانی که حماسه ۱۷ شهریور را آفریدند

در پی انتشار پیام امام، در روز شانزدهم شهریور در شهر‌های مختلف راهپیمایی‌های گسترده‌ای صورت گرفت که زنان در آن‌ها نقش بی‌نظیری داشتند. در روز ۱۷ شهریور زنان از ساعات اولیه صبح به سمت میدان ژاله حرکت کردند. بعضی از آن‌ها فرزندان کوچکشان را در آغوش یا در کنار خود داشتند. کودکان خواب‌آلود همراه مادرانشان به میدان آمده بودند

رضاخان گفت: مجلس در موضوع جواهرات سلطنتی فضولی نکند!

رضاخان پس از اجبار به فرار با خود ثروت چشمگیری را برد. حتی براساس برخی از مستندات تاریخی، بخشی از جواهرات سلطنتی، از سوی انگلیسی‌هایی که او را همراهی می‌کردند از خاک ایران خارج شد. حتی اگر در مورد این ادعا‌ها هم تردید وجود داشته باشد، در مورد سوءاستفاده‌های شخصی رضاشاه از جواهرات سلطنتی شکی وجود ندارد

«موریس» دیگر کجاست؟ قرار بود مرا به بمبئی ببرند!

بی‌شک انگلیسی‌ها در فراهم آوردن امکان خروج کم دغدغه و نسبتاً سریع رضاخان از کشور با وی مساعدت کردند. این، اما تمام ماجرا نیست. قزاق حتی گمان نمی‌برد که به سوی جزیره‌ای دلالت شود که در طول حیات نام آن را نیز نشنیده بود! وی در موریس به دلیل آب و هوای نامساعد بیمار شد و در پی تلاش گسترده فرزندش به ژوهانسبورگ منتقل شد. این واپسین منزلگه شاهی بود که بسیاری در ایران محاکمه و مجازات وی را می‌خواستند

سودای «کودتای خونین» در «جزیره ثبات خاورمیانه»!

جیمی کارتر در بازدید از پهلوی دوم، در آذر ۱۳۵۶ به ایران آمد. سخنان او در ضیافت شاه، اسباب تعجب بسا ناظران سیاسی شد. او ایران رو به انقلاب را «جزیره ثبات» در یکی از پر آشوب‌ترین مناطق جهان دانست! جالب‌تر اینکه وی در دوران اوج‌گیری انقلاب اسلامی نیز از اینگونه حمایت‌های موّسع و حداکثری دست برنداشت و به عنوان مثال پس از واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ نیز آن را تداوم بخشید

خواهران تمدن ساز در آیینه روایت تاریخ 

گوهرشاد خاتون دستور داده بود که معماران به عمران حرم مطهر امام هشتم (ع) بپردازند. همچنین به دستور او در داخل حرم، دارالحفاظ، دارالسیاره، دارالتوحید و دارالضیافه ساخته شد، تا زوار جایی برای غذاخوردن، استراحت کردن و مکانی برای قرآن‌خوانی و پرسش و پاسخ دینی داشته باشند. این بانو همچنین در ابتدای قرن نهم هجری قمری، دستور ساخت مسجدی را در نزدیکی حرم مطهر داد. مسجدی که در سال ۸۲۱. ق، ساخت آن به اتمام رسید و بعد‌ها به نام واقفش «مسجد گوهرشاد» نام گرفت

وقتی که کنسرسیوم و شاه با هم دست در جیب ملت بردند!

تاریخ نشان می‌دهد، به هنگام تسلط بیگانگان بر کشورمان، آنان نقاب ظاهرسازی را به کناری می‌نهند و نقش مخرب خویش را آشکارا تحقق می‌بخشند. آنان در دهن کجی به ملتی که در پی شهریور ۲۰، ۱۳ سال برای استقلال و آزادی خویش جنگیده بود، نخست رابطه با انگلستان را مجدداً برقرار ساختند و سپس تمامی دولت‌ها و شرکت‌های نفتخوار و مشهور جهان را بر خوان این ذخیره خدادادی ایران نشاندند!

وقتی افراطیون پرمدعا سردار ملی را «شرور» و «ساده» خواندند!

آنان که حضور ستارخان و یارانش را در تهران نمی‌خواستند، بهانه‌ای به نام خلع سلاح تراشیده بودند. این در حالی بود که ایشان با قرار دادن تفنگ به دستان خود در زمره نیرو‌های دولتی، آنان را از تحویل اسلحه معاف داشتند! سرانجام یپرم خان و نیروهایش به محل استقرار سردار و یارانش حمله بردند، او را زخمی کردند، یارانش را کشتند و اثاثشان را غارت کردند! آنان یکی از غمبارترین و در عین حال عبرت انگیزترین فصول تاریخ مشروطه را رقم زدند