گوهرشاد خاتون دستور داده بود که معماران به عمران حرم مطهر امام هشتم (ع) بپردازند. همچنین به دستور او در داخل حرم، دارالحفاظ، دارالسیاره، دارالتوحید و دارالضیافه ساخته شد، تا زوار جایی برای غذاخوردن، استراحت کردن و مکانی برای قرآنخوانی و پرسش و پاسخ دینی داشته باشند. این بانو همچنین در ابتدای قرن نهم هجری قمری، دستور ساخت مسجدی را در نزدیکی حرم مطهر داد. مسجدی که در سال ۸۲۱. ق، ساخت آن به اتمام رسید و بعدها به نام واقفش «مسجد گوهرشاد» نام گرفت
جوان آنلاین: تأثیرگذاری بانوان خیر و نیکوکار در آبادانی ایران، آنچنان در تاریخ پررنگ است که کسی قدرت انکار آن را ندارد. بانوانی مؤمن و متمکن با روحیهای ایثارگرانه، عاشق وطن و مردم دوست که در قرون گذشته تاریخ ایران زمین، اقدام به ساخت و وقف مکانهای عمومی عامهالمنفعه کرده و ثمرات کارشان، حتی تا امروز باقی است. دو نفر از این بانوان نیکوکار – که از قضا خواهر هم هستند- نقش بیبدیلی در آبادانی سرزمینمان در شهرهای مشهد، یزد و هرات افغانستان داشتهاند. دو بانوی اثرگذار دوره تیموری که هر دو سیاستمدار، همراه و یاور همسر و واقف بودهاند. یکی گوهرشاد خانم و دیگری ستّی فاطمه خاتون. در مقال پی آمده ضمن بررسی زمانه و وضعیت سیاسی و اجتماعی آنها، نگاهی به اقدامات تأثیرگذارشان برای آبادانی ایران زمین داشتهایم. امید آن که تاریخ پژوهان و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
ایران در دوره کودکی گوهرشاد و ستّی فاطمه
بعد از یک قرن و نیم حاکمیت مغولان بر ایران، کم کم قیامهایی علیه پادشاهان این طایفه شکل گرفت و در مناطق مختلف کشورمان، حکومتهای محلی برقرار شد. البته این حکومتهای محلی، شدیداً با هم رقابت داشتند و نتیجه آن رقابت و کشمکشها، وقوع هرجومرج و دعوای قبایل و طوایف در کل ایران شده بود. در چنین شرایطی، حاکمان مغول به فکر بازگشت به دوران پرشکوه خود افتادند. در آن دوره «سلطان محمد تغلقخان» پادشاه مغول، بر بخش بزرگی از مناطق شرقی ایران تسلط داشت. او به صورت موروثی، ریاست طایفه برلاس را در دست داشت. آن قیامها و تشکیل حکومتهای محلی، باعث شده بود وی از طریق قدرت سپاری به جنگاوران مغول، بخواهد با اینگونه حرکتها مقابله کند. بر همین اساس وی به «تیمور لنگ» که از امرای ارتشش بود، حکومت ناحیه «کش» و توابع آن را سپرد. خودش نیز برای سامان دادن به وضعیت آشفته منطقه ماوراءالنهر، عازم آن خطه شد. مشاهدات بعدی وی از بیلیاقتی امرایش در تمام منطقه ماوراءالنهر، یعنی از ساحل جیحون تا سمرقند، موجب شد، وی اختیار آن مناطق را هم به تیمور – که فردی جنگجو و شجاع بود- بسپارد.
تیمور بعد از مدت تقریباً کوتاهی، توانست کل آن مناطق را به زیر قدرت خود بگیرد. او پس از تسلط کامل بر چند منطقه در خراسان شمالی امروز ایران، به فکر کشورگشایی و پادشاهی افتاد. برای رسیدن به این هدف، اول پیمان خود را با تغلق، زیر پا گذاشت و بعد با شراکت با یکی از امرای بزرگ به نام «امیرحسین خان» که از بزرگان مغول بود، هوس سلطه پیدا کردن بر کل ایران را در سر پروراند. کمی بعد نیز تیمور با «الجایترکان» خواهر امیرحسین خان، ازدواج کرد و با دریافت لقب «گورکان» یعنی داماد، موقعیت مهمی در میان بزرگان مغول پیدا کرد. این ازدواج چنان اعتباری برای تیمور به ارمغان آورد که بعدها عنوان سلسلهاش به گورکانی شهرت پیدا کرد. البته کم کم و با گذشت زمان، اختلافاتی میان تیمور و امیرحسین بروز کرد. به ویژه بعد از فوت الجایترکان –همسر تیمور و خواهر امیرحسین- دوستی تیمور و هم پیمانیاش با او پایان یافت و رفاقتشان، به دشمنی تبدیل شد! در نهایت امیرتیمور، در رمضان سال ۷۷۱ هجری قمری، توانست لشکر امیرحسین و دو پسرش را کاملاً شکست دهد و بعد همه امیران و بزرگان اولوس جفتای و ماوراءالنهر را، در مجلسی جمع گرد آورد و با آنان پیمان ببندد. پیمانی که موجب قدرتمندتر شدن تیمور شد. سپس با هجوم خونباری که به مناطق مختلف ایران و حتی هندوستان و روسیه کرد، به یکی از قدرتمندترین پادشاهان زمانه خود تبدیل شد (۱).
