رضاخان پس از اجبار به فرار با خود ثروت چشمگیری را برد. حتی براساس برخی از مستندات تاریخی، بخشی از جواهرات سلطنتی، از سوی انگلیسیهایی که او را همراهی میکردند از خاک ایران خارج شد. حتی اگر در مورد این ادعاها هم تردید وجود داشته باشد، در مورد سوءاستفادههای شخصی رضاشاه از جواهرات سلطنتی شکی وجود ندارد
جوان آنلاین: در فاصله ۳ تا ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، یعنی از روز حمله متفقین به ایران تا روز استعفای رضاشاه و خروج او از ایران، کشور و بهویژه پایتخت روزهای پر اضطرابی را از سر گذراندند. از یک طرف خبر حرکت قشون روس از قزوین به سمت تهران نگرانکننده بود و از سوی دیگر رادیوی لندن بیمحابا به رضاشاه میتاخت و او را به جرائم گوناگون از جمله خارج کردن جواهرات سلطنتی از ایران محکوم میکرد. این اخبار سرانجام دربار را وادار به پاسخگویی به مجلس کرد و کفیل وزارت دارایی، عباسقلی گلشائیان، دو روز قبل از استعفا و خروج رضاشاه از کشور برای ادای توضیحات به مجلس رفت تا به نمایندگان ملت اطمینان خاطر دهد جواهرات در بانک ملی هستند و از کشور خارج نشدهاند. با وجود توضیحات مبسوط گلشائیان، نمایندگان مجلس قانع نشدند.
ورود مجلس به موضوع جواهرات سلطنتی
در روز ۲۵ شهریور که محمدعلی فروغی، نخستوزیر وقت با حالی نزار به مجلس رفت تا متن استعفای رضاشاه را قرائت کند، علی دشتی که پیش از آن در حمایت از رضاشاه سنگ تمام گذاشته و حنجرهدرانیها کرده بود، با چرخشی ۱۸۰ درجه بهشدت شروع به اعتراض کرد و گفت: «به این موضوع باید رسیدگی کامل شود و اینکه ۱۰۰ نفر یا ۲۰۰ نفر بروند آنجا و جواهرات را ببینند فایده ندارد، بلکه باید یک هیئت طرف اعتماد مجلس معین شود که آنها تطبیق کنند با ثبتهای آن، بنابراین میخواهم از آقای نخستوزیر استدعا کنم که آیا در این خصوص فکری کردهاند و میتوانند از این بابت اسباب اطمینان مجلس شورای ملی را فراهم کنند.»
فروغی این پیشنهاد را پسندید و به نمایندگان اطمینان خاطر داد که حساب و کتاب جواهرات کاملاً روشن است و جای هیچگونه نگرانی نیست. او گفت: «جواهرات ثبت و دفتر دارد و این را بنده مطمئن هستم که این ثبتها و دفترها هست و محفوظ است و جواهرات هم در بانک ملی است، میتوانند هرکس را که میل دارند تعیین بفرمایند کمیسیونی از داخل و از خارج مجلس به هر قسمتی که تصویب میفرمایند تشکیل دهند، مردمان بصیر سر فرصت یا مجال ببینند تطبیق کنند، اگر درست است انشاءالله فبها، اگر هم درست نیست، آن وقت تکلیف معلوم شود.»
