درحالی که تنها چند ساعت از آغاز حمله رسمی ارتش صدام به خاک کشورمان میگذشت، امام خمینی در پیامی خطاب به مردم ایران فرمود: «خوفی در کار نیست اصلاً، چیزی نیست که خوف داشته باشد. یک حرف با ملت ایران است که هم خونسردی خودشان را حفظ کنند و هم این شایعهسازها را جلویشان را بگیرند و هیچ اعتنا به شایعهها نکنند… من هر روزی که محتاج به این بشود که بسیجی بکنم، خواهم کرد و انشاءالله نیاید آن روز که یک همچو امری واقع بشود..»
جوان آنلاین: از زمان شروع رسمی حمله ارتش بعث صدام حسین به خاک کشورمان تا پایان دوران دفاع مقدس، حضرت امام خمینی و نیروهای انقلابی مسلمان، مدیریتی کم نظیر در اداره کشور در ابعاد مختلف از خود نشان دادند. مدیریتی که شامل بخشهای: نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی میشد. بنیانگذار جمهوری اسلامی با رهبری بینظیر و نفوذ کلام عجیب خود توانست علاوه بر همراه کردن قاطبه مردم ایران، کشورمان را در بحرانهای گوناگون دوران دفاعمقدس مدیریت کند و از دل آنها حماسهسازی کند. در مقال پی آمده نگاهی داشتهایم به جنبههای مختلف این مدیریت درخشان تاریخی و همه جانبه. امید آنکه تاریخ پژوهان انقلاب اسلامی و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
مدیریت بحران در روزهای ابتدایی
جنگ در شرایطی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹. ش به ایران ما تحمیل شد که کشور درگیر اختلافات سیاسی و کارشکنیهای ابوالحسن بنیصدر و منافقین در پیشبرد اهداف انقلاب بود. خرابیهای به جا مانده از دوران پهلوی، عمیق و گسترده بود و نظام جمهوری اسلامی، تازه بازسازی کشور را کلید میزد. به لحاظ اقتصادی نیز ضعفهای بسیاری وجود داشت. مثلاً کمترین تولید نفت ایران در سالهای ۱۳۵۷. ش و ماههای منتهی به پیروزی انقلاب، به دلیل اعتصاب کارکنان صنعت نفت اتفاق افتاد، اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، دوباره استخراج و صادرات نفت آغاز شد. البته این بار، کاملاً مستقل از کشورهایی، چون انگلیس، امریکا یا هر کشور قدرتمند دیگر. با تسخیر لانه جاسوسی امریکا و شروع تحریمهای امریکا علیه ایران، دوباره مشکلاتی برای صادرات نفت کشورمان ایجاد شد و تازه دولت داشت سعی میکرد که تولید نفت و در نتیجه درآمد نفتی کشور را افزایش بدهد که جنگ شروع شد.
در چنین شرایطی امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی، در ساعت هفت بعدازظهر ۳۱ شهریور ۱۳۵۹. ش و در حالی که تنها چند ساعت از آغاز حمله رسمی ارتش بعث صدام به خاک کشورمان میگذشت، در پیامی خطاب به مردم ایران فرمودند: «خوفی در کار نیست اصلاً چیزی نیست که خوف داشته باشد. یک حرف با ملت ایران است که هم خونسردی خودشان را حفظ کنند و هم این شایعهسازها را جلویشان را بگیرند و هیچ اعتنا به شایعهها نکنند. من خودم تماس دارم و همه مطالب پیش من میآید. امروز هم آقای رئیسجمهور و آقای نخستوزیر آمدند اینجا و گزارش دادند اینجا و من هر روزی که محتاج به این بشود، بسیجی بکنم، خواهم کرد و انشاءالله نیاید آن روز که یک همچو امری واقع بشود….» (صحیفه امام، جلد ۱۳، ص ۲۲۴)
