برچسب نیروی هوایی

سقوط و اسارت در سومین‌روز جنگ/وقتی برگشتم دیدم یک‌بچه ۱۰ ساله‌ دارم

آخرش از کوره در رفتم و گفتم «عباس جان نوکرتم! برای من چه فرقی دارد دختر باشد یا پسر! الان که این‌جا هستم. خودت را ناراحت نکن! بی‌خیال! رد شو برو!» متوجه شد من ناراحت شدم. به همین‌خاطر صحبت را رها کرد و با بچه‌های دیگر شروع به سر و کله‌زدن کرد.

ری‌شهری که احضارم کرد ترسیدم!/روایت اعتصاب برخی‌خلبان‌های تبریز در روزهای اول انقلاب

یکی را گرفته بودند که می‌گفتند ضدانقلاب است. به امام فحش داده و ما هم او را گرفته‌ایم. بنده خدا راننده تانکر آب پایگاه بود. نتوانستم تحمل کنم. گفتم «حاج‌آقا این‌حرف‌ها چیست می‌زنید؟ وقتی رفتیم قم زیارت امام، اولین‌کسی که شعار داد و سینه زد این‌آقا بود.» ری شهری نگاهم کرد و گفت تو کی هستی؟ گفتم اسکندری‌ام که دنبالش هستی. گفت «به‌به! چشممان به جمال شما روشن! چند وقت است پیغام می‌فرستادم. چرا نمی‌آمدی؟ می‌ترسیدی؟»

صاحب جمله «دوست دارم کفنم پرچم ایران باشد» کیست؟

خلجی لحظه به لحظه گزارش می‌داد: «از سمت راست انبوه آتش به سمت‌مان می‌آید. حالا از چپ می‌زنند. مواظب باش.» و چندثانیه بعد، صدای مهیب و ضربه‌ای که هواپیما را به‌شدت تکان داد، بیانگر اصابت موشک به آن‌ و صدمه جدی بود. غفور اعلام کرد: «ما را زدند!» 

آن‌چندثانیه و اجکت در سرعت ۶۰۰ ناتیکال مایل!/دستگیری جاسوس دشمن در اتاق عملیات

پایین بودن ارتفاع فانتوم عبدوس، باعث شد در برد موشک‌های دوش‌پرتاب سام ۷ قرار بگیرد. در نتیجه یکی از این‌موشک‌ها به‌سمت فانتوم ایرانی شلیک شد که باعث جداشدن دم هواپیما شد. به این‌ترتیب هواپیما دیگر قابل کنترل نبود و نمی‌شد با آن پرواز کرد.

به یاد دو بلند پرواز آسمان ایران: حمیدرضا رنجبر و منوچهر پیرزاده

حادثه‌ی تلخ سقوط یک فروند هواپیمای آموزشی متعلق به وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو‌های مسلح، روز چهارشنبه ۱۴ آذرماه، در حین پرواز آزمایشی پس از بازآماد، در منطقه فیروزآباد استان فارس دچار سانحه شد و با ارتفاعات برخورد کرد. این سانحه منجر به شهادت دو خلبان پرافتخار کشور، سرهنگ حمیدرضا رنجبر و سرهنگ منوچهر پیرزاده شد.

مروری بر کارنامه شهیدعلیرضا یاسینی؛ خلبانی با دو اجکت و رکورد ماموریت‌های برون‌مرزی

پس از لحظاتی بی‌هوشی، اقدام متوجه می‌شود با دسته‌ای پرنده دریایی مواجه شده بودند که تعدادی از آن‌ها داخل موتور هواپیما رفته و باعث اختلال در پرواز شده‌اند؛ در سرعتی که یک گنجشک کوچک هم مانند یک‌گلوله ضدهوایی عمل می‌کند. در نتیجه چون یاسینی به‌عنوان خلبان کابین جلو از هوش رفته و قادر به کنترل هواپیما نبود،‌ اقدام ناچار شد هدایت هواپیما را به‌عهده گرفته و آن را به سلامت بنشاند.

تردید یزدان‌شناس برای زدن بمب خوشه‌ای یا راکت/کودتای نقاب کار آمریکا بود و شوروی شعور این‌کار را نداشت

پیش نمی‌آید که با همان‌سرعت و همان دایو انگل مد نظر روی هدف باشی. خدای گانری هم نمی‌تواند؛ آن هم وسط میدان جنگ! در رِنج (میدان تیر) می‌شد؛ آن هم با تمرینات زیاد. ولی آن‌جا که اولین بارم بود در عمرم در منطقه جنگی، بمب جنگی می‌زدم، دیدم روی هدف هستم! فشار روحی اش هم بماند! بر حسب اتفاق یا این‌که شاید عمر آن‌‌نیروها سر آمده بود، تمام شرایط من مناسب بود.

سپهبدرحیمی گفت ایران بعد از این پیشرفت می‌کند/هویدا: در زندان فهمیدم می‌توانید مملکت را اداره کنید

سپبهد رحیمی فرماندار نظامی تهران در مصاحبه‌ای که پس از دستگیری با خبرنگار روزنامه اطلاعات داشت، در پاسخ به این‌سوال که چرا به پیام امام خمینی (ره) مبنی بر پیوستن امرای ارتش به مردم، بی‌توجهی کرده، گفت: «من سرباز بودم و سوگند خورده بودم. ضمناً به این انقلاب هم بی‌اعتقاد نبودم و مطئنم ایران از این به بعد پیشرفت خواهد کرد.»