ری‌شهری که احضارم کرد ترسیدم!/روایت اعتصاب برخی‌خلبان‌های تبریز در روزهای اول انقلاب

یکی را گرفته بودند که می‌گفتند ضدانقلاب است. به امام فحش داده و ما هم او را گرفته‌ایم. بنده خدا راننده تانکر آب پایگاه بود. نتوانستم تحمل کنم. گفتم «حاج‌آقا این‌حرف‌ها چیست می‌زنید؟ وقتی رفتیم قم زیارت امام، اولین‌کسی که شعار داد و سینه زد این‌آقا بود.» ری شهری نگاهم کرد و گفت تو کی هستی؟ گفتم اسکندری‌ام که دنبالش هستی. گفت «به‌به! چشممان به جمال شما روشن! چند وقت است پیغام می‌فرستادم. چرا نمی‌آمدی؟ می‌ترسیدی؟»

ری‌شهری که احضارم کرد ترسیدم!/روایت اعتصاب برخی‌خلبان‌های تبریز در روزهای اول انقلاب

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، امیر جانباز و آزاده خلبان فرشید اسکندری، از خلبانان شکاری F5 تایگر است که در سومین‌روز جنگ تحمیلی ۸ ساله با عراق مورد اصابت پدافند دشمن قرار گرفت و به اسارت درآمد. او ۱۰ سال از زندگی خود را به‌صورت مفقودالاثر در حالی‌که خانواده‌اش از زنده‌بودنش بی‌خبر بودند، پشت سر گذاشت. گردن و کمر این‌قهرمان جنگ به‌دلیل فشارهای پروازهای جنگی و آسیب‌های روحی و جسمی دوران اسارت، آسیب‌دیده و دارای جراحت است. 

امیرْ اسکندری در مقطع آغاز جنگ تحمیلی، از خلبانان پایگاه دوم شکاری تبریز بود و در حمله به پایگاه‌هایی چون موصل و کرکوک مشارکت داشته که در نهایت، بر فراز آسمان کرکوک مورد اصابت پدافند قرار گرفت و هواپیمایش سقوط کرد. 

* خب جناب اسکندری، اگر نکته‌ای جا مانده بفرمایید که بحث را جمع و جور کنیم.

ذهنم یاری نمی‌کند. از آن‌روزها ۴۰ سال گذشته. خدا را شکر که خدا این‌گونه هدایتم کرد و تقدیرم را قرار داد ک با دوستانی مثل شما دو کلمه حرف داشته باشیم بزنم.

صادق وفایی

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *