برچسب نقد و بررسی فیلم و سریال

نقد سریال The East Palace | دو کارآگاه، یک قصر جن‌زده

تا به حال شده با بنایی باشکوه و چشم‌نواز روبه‌رو شوید که سراپا تجمل و دقت است، اما وقتی قدم به درونش می‌گذارید، راهروها گیج‌کننده و اقامتگاه‌ها بی‌روح از کار درآمده باشند؟ سریال تازه و پر سر و صدای نتفلیکس، «قصر شرقی» (The East Palace) دقیقاً چنین حسی را منتقل می‌کند. در نگاه نخست، با یک حماسه فراطبیعی باشکوه طرف هستیم که بودجه ساخت بالای آن از فرسنگ‌ها دورتر به چشم می‌آید، اما در عمل با روایتی روبه‌رو می‌شویم که در هزارتوی اسطوره‌پردازی‌های خود گم شده و وزن عاطفی‌اش را از دست می‌دهد. این سریال که حاصل همکاری دوباره نویسندگان آثاری چون The Guest و Bulgasal: Immortal Souls است، سعی دارد چندین ژانر را با هم درآمیزد و معجونی از درام تاریخی، وحشت و فانتزی بسازد؛ درست مثل اینکه Kingdom، The Guest و یک درام تاریخی سنتی (Sageuk) هم‌زمان در یک عمارت جن‌زده ساکن شده باشند. معجونی که متأسفانه طعم نهایی چندان دلچسبی ندارد.

بررسی انیمه Made in Abyss | از معصومیت کودکانه تا تاریک‌ترین کابوس‌های انسانی

Made in Abyss از آن دست انیمه‌هایی است که در ظاهر با معصومیت، رنگ‌های زنده و حال‌وهوای ماجراجویانه وارد می‌شود، اما خیلی زود به روایتی درباره‌ی کنجکاوی، فقدان، تروما و بهای دانستن تبدیل می‌شود. این مطلب سراغ همین تضاد می‌رود: اینکه چرا این اثر هم‌زمان زیبا و دردناک است و چگونه از دل یک جهان ظاهراً کودکانه، یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های روایی انیمه را می‌سازد.

نقد فیلم Evil Dead Burn | از کلبه ریمی تا جهنم یخ‌زده

برای ما که در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد شمسی بزرگ شدیم، سال‌هایی که داشتن یک دستگاه وی‌اچ‌اس نه‌فقط یک سرگرمی، که گاهی جرم محسوب می‌شد و کرایه کردن فیلم‌های خارجی با زیرنویس‌های مخدوش از سوپرمارکت‌های زیرپله‌ای هیجان خاص خودش را داشت، نام «کلبه وحشت» فقط یک عنوان ساده نبود. هنوز هم طنین آن نوارهای رنگ‌ورو رفته، خش‌های تصویری که انگار جزئی از وحشت شده بودند، و صدای دوربین سرسام‌آور سم ریمی را که از میان بلوط‌های جنگلی تنسی می‌گذشت، در گوش جان دارم. The Evil Dead برای ما حکم یک گنجینه ممنوعه را داشت؛ فیلمی که همزمان هم می‌ترساند، هم به شکلی عجیب و پیچ‌خورده می‌خنداند، و هم نشان می‌داد ژانر وحشت چقدر می‌تواند بی‌ادعا، کم‌خرج و در عین حال جاودانه باشد. لذت تماشای آن تصاویر دانه‌دانه و صداهای خش‌خش‌دار، در دل شب‌هایی که هر لحظه ممکن بود کسی در بزند و ما را با دستگاه پخش و نوار قاچاق غافلگیر کند، از یاد رفتنی نیست. آن روزها حتی تصورش را هم نمی‌کردم که این فیلم دانشجوییِ به‌ظاهر ساده، روزی به یکی از تأثیرگذارترین و محبوب‌ترین فرنچایزهای تاریخ سینمای وحشت تبدیل شود.

نقد و بررسی فیلم Voicemails for Isabelle | سینما با طعم کامکوات

آیا هر نویسنده‌ای این قابلیت را دارد که یک کارگردان شود و یا هر کارگردانی می‌تواند نویسنده خوبی هم باشد؟ نویسندگی و کارگردانی دو مدیوم متفاوت از یکدیگر هستند. در بحث فیلمنامه، ایده‌ی داستان نقش اساسی ایفا می‌کند و خلاقیت نویسنده در شکل‌گیری این ایده می‌تواند آغاز یک اثر خوب باشد. اما در کارگردانی اوضاع کاملا متفاوت است. ایده‌ی داستان و موضوع فیلم تنها بخش کوچکی از شکل‌گیری فرم اثر است و چگونگیِ به تصویر کشیدن ایده و موضوع در قاب تصویر می‌تواند اثر یک کارگردان را ارزشمند و یا بی‌ارزش کند. بسیاری از ایده‌های خوب در تاریخ سینما وجود دارد که با یک کارگردانی بد نابود شده و بسیاری از فیلمنامه‌های ضعیف و یا متوسط با نبوغ کارگردان به شاهکارهای سینمایی تبدیل شده‌اند. بنابراین ایده در سینما و به‌طور کلی در تمامی مدیوم‌های هنری، تاثیری در شکل‌گیری فرم اثر ندارند و یک اثر سینمایی را به هیچ وجه نمی‌توان صرفا به دلیل ایده خوب فیلم ستایش کرد و از آن به عنوان اثری ارزشمندی نام برد. مقدمه فوق به این دلیل عنوان شد که بررسی گردد چرا فیلم Voicemails for Isabelle به نویسندگی، کارگردانی و بازیگری لیه مک‌کندریک تا این حد در خلق ایده موفق و در اجرا ضعیف عمل می‌کند؟

نقد و بررسی فیلم Supergirl | شروع کم جان DCU

پس از فیلم «سوپرمن»، «سوپرگرل» به عنوان دومین اثر دنیای جدید DC با نام اختصاری DCU (جهان دی‌سی) به رهبری جیمز گان اکران شد. طبق گزارش‌ها، «سوپرگرل» با بودجه‌ای 170 میلیون دلاری، تنها 126 میلیون دلار در گیشه فروخت که چنین آماری، این اثر را به یکی از بزرگترین شکست‌های تجاری سالیان اخیر تبدیل می‌کند!

نقد فیلم I Swear | حق متفاوت بودن

I Swear ساخته‌ی کرک جونز زندگی واقعی جان دیویدسون، فعال اسکاتلندی مبتلا به سندروم تورت، را به تصویر می‌کشد؛ مردی که سال‌ها پیش با مستند John’s Not Mad شناخته شد و بعدها به یکی از مهم‌ترین چهره‌های فعال در زمینه این اختلال تبدیل شد.

نقد فیلم The Dink | نیمچه کمدی، حال خوب کنِ ورزشی نه چندان مهم

نه قصد تعریف سینما را دارم و نه توانش را. اما سینما حداقل برای من و در یک تجربه شخصی، یک نوع سفر است. سفری به دنیای دیگر با آدم‌های جدید و قصه‌های جدید. هر فیلمی فارغ از کیفیت، سفری را تداعی می‌کند که در پایان مخاطب از خود خواهد پرسید آیا این سفر خوش گذشت؟ هرچند که این پاسخ بسیار شخصی است و هزاران عامل درونی و بیرونی می‌تواند بر آن اثر گذار باشد. اما به هر حال این سفر است که بر قضاوت ما تاثیر می‌گذارد و فیلم The Dink سفری کمدی محور و حال خوب است که نمی‌شود آن را اثری جدی در نظر گرفت. فیلم داستان ساده‌ای دارد و اصلا هم سعی نمی‌کند که از این فراتر برود. هرچند که بعضی از این سادگی‌ها می‌توانست در لحظاتی عمیق باشد، اما وارد آن نوع از روایت نشد. ساده شروع شد و ساده هم پایان یافت. The Dink مخصوص روزهایی است که نه حوصله فیلم جدی را داریم و نه تحمل فیلم بد را.

نقد و بررسی فیلم سینمایی 72 Hours | هدر رفتن یک ایده‌ی کمدی، در میان ضعف ها

این روزها سینمای کمدی آمریکا به مضحکه‌ی خاص و عام بدل شده و با ایجاد نگاهی سطحی به این ژانر، در آثاری چون Anaconda، Happy Gilmore 2 و سری جدید The Naked Gun، آن را بیش از پیش، هم در عرصه‌ی سرگرمی و هم در حیطه‌ی فرهنگ، ضعیف و بی‌اثر ساخته است. در این میان البته، آثاری چون Playdate تلاش داشتند تا با کمدی موقعیت خود، بخشی حداقلی از سرگرمی این ژانر را احیا کنند. با ورود کوین هارت به پروژه‌ی 72 Hours به‌عنوان بازیگر نقش اصلی و تهیه‌کننده، عده‌ی زیادی از طرفداران کمدی، با تصور بازگشت سینمای هالیوود به روزهای اوج خود، به تماشای اثر روی آوردند. در این متن، به نقد و بررسی جدیدترین ساخته‌ی تیم استوری خواهیم پرداخت.