برچسب مریم رضایی

سیب سمیرم در مسیر برندسازی، نخستین جشنواره ملی برگزار می‌شود

صبح‌های سمیرم در فصل برداشت، حال‌وهوای دیگری دارد. جاده‌هایی که از میان کوه‌ها و دشت‌های شهرستان عبور می‌کنند، به باغ‌هایی می‌رسند که ردیف درختان سیب در آنها تا دامنه‌های ارتفاعات کشیده شده است. هوای خنک منطقه، بوی خاک و میوه و رفت‌وآمد باغدارانی که فصل برداشت را پشت سر می‌گذارند، تصویری از سرزمینی می‌سازد که بخش بزرگی از زندگی مردمش با کشاورزی گره خورده است؛ سرزمینی که سیب برای آن تنها یک محصول باغی نیست، بلکه بخشی از اقتصاد و نام و نشان آن به شمار می‌رود.

نیکوتین پشت ویترین‌های رنگی ⠀

صبح اصفهان تازه آغاز شده است. خیابان‌ها آرام‌آرام شلوغ می‌شوند، مغازه‌ها باز می‌شوند و ویترین‌ها زیر نور چراغ‌ها جان می‌گیرند. در میان این همه رنگ و تصویر، محصولاتی هم هستند که در نگاه اول چندان شبیه آن چیزی نیستند که سال‌ها از دخانیات در ذهن داشته‌ایم؛ بسته‌بندی‌های کوچک و رنگارنگ، طراحی‌های مدرن و محصولاتی که با نام‌ها و طعم‌های متنوع عرضه می‌شوند. ظاهرشان گاهی بیشتر به یک کالای سبک زندگی شبیه است تا محصولی که می‌تواند وابستگی ایجاد کند.اما پشت این ظاهر متفاوت، یک نام آشنا ایستاده است؛ نیکوتین.

دیوار­های نزدیک با آدم­ های دور

صبح در یکی از مجتمع‌های مسکونی اصفهان با صدای بسته شدن در پارکینگ آغاز می‌شود. یکی از ساکنان با عجله خودرو را بیرون می‌آورد، زنی کودک به دست از کنار آسانسور عبور می‌کند و مردی در حالی که صفحه تلفن همراهش را بالا و پایین می‌کند، منتظر رسیدن آسانسور است. چند نفر در چند مترمربع کنار یکدیگر ایستاده‌اند، اما هرکدام انگار در جزیره‌ای جدا قرار دارند. در آسانسور باز می‌شود؛ چند سلام کوتاه، اگر اصلاً سلامی در کار باشد، رد و بدل می‌شود و چند لحظه بعد، هرکس پشت در خانه خودش ناپدید می‌شود.

مهرجان، روستایی سبز در حاشیه کویر

در شرق اصفهان، جایی که رنگ خاک به طلایی کویر می‌زند و فاصله میان آبادی‌ها گاه طولانی و چشم‌اندازها یکدست و آرام می‌شود، روستایی قرار گرفته که زندگی در آن همیشه با آب معنا پیدا کرده است؛ مهرجان، روستایی در شهرستان خوروبیابانک که گذشته‌اش را می‌توان در خانه‌های خشتی، بناهای تاریخی، قنات‌ها و نخلستان‌هایش جست‌وجو کرد.

وقتی مهمان ناخوانده، صاحبخانه می‌شود ⠀

شب‌های اصفهان هنوز بوی چای و قصه‌های خانوادگی می‌دهد؛ هنوز در بسیاری از خانه‌ها، بعد از پایان یک روز کاری، اعضای خانواده دور هم جمع می‌شوند و درباره اتفاقات روز حرف می‌زنند. اما در کنار استکان‌های چای، ظرف میوه و صدای گفت‌وگو، وسیله‌ای هم روی میز یا در دست اعضای خانواده دیده می‌شود که آرام‌آرام به یکی از ثابت‌ترین حاضران خانه تبدیل شده است.

وانشان؛ روایت سه هزار سال زندگی در میان کوچه‌های کاهگلی ⠀

در مسیر گلپایگان به خوانسار، درست جایی که جاده در پیچ‌وخم کوهستان آرام می‌گیرد، روستایی خودنمایی می‌کند که انگار بخشی از تاریخ از دل کوه و خاک بیرون آمده و هنوز در آن زندگی می‌کند؛ وانشان. روستایی با قدمتی حدود سه هزار سال که در میان رشته‌کوه‌های مرکزی زاگرس جا خوش کرده و هنوز می‌توان رد پای گذشته را در کوچه‌ها، خانه‌ها، باغ‌ها و حتی واژه‌هایی که مردم بر زبان می‌آورند، پیدا کرد.

رکود به بازار صنایع‌دستی اصفهان رسید؛ تولید هست، مشتری نیست ⠀

در گوشه‌ و کنار بازار صنایع‌دستی اصفهان، نقش‌ها و رنگ‌ها هنوز زنده‌اند؛ قلم‌زنی‌ها برق می‌زنند، پارچه‌های قلمکار با نقش‌های سنتی کنار هم چیده شده‌اند و ظروف دست‌ساز، حاصل ساعت‌ها کار هنرمندان، منتظر مشتری مانده‌اند. اما پشت این ویترین‌های رنگارنگ، روایت دیگری جریان دارد؛ روایتی از هنرمندانی که تولید کرده‌اند، هزینه کرده‌اند، مواد اولیه خریده‌اند و حالا برای فروش محصولی که قرار بود بخشی از درآمدشان باشد، با دشواری روبه‌رو هستند.

گرانی، موبایل اصفهان را به سمت تعمیر و دست دوم ها برد ⠀

در بازار موبایل اصفهان، ویترین‌ها هنوز پر از گوشی‌های تازه‌وارد است؛ صفحه‌های بزرگ و براق، دوربین‌های چندگانه و مدل‌هایی که هر کدام قرار است جایگزین گوشی نسل قبل شوند. اما پشت این ویترین‌های پرزرق‌وبرق، حال بازار چندان پررونق نیست. مشتری وارد مغازه می‌شود، قیمت یک مدل را می‌پرسد، گوشی دیگری را مقایسه می‌کند، چند لحظه‌ای در سکوت حساب و کتاب می‌کند و در نهایت می‌گوید: «فعلاً تعمیرش می‌کنم.»