ذوق خانوادگی
دست گذاشته بودیم زیر چانه و چشم دوخته بودیم به مانیتور، چشمانتظار راه افتادن سامانه فارغالتحصیلی دانشآموزان.
دست گذاشته بودیم زیر چانه و چشم دوخته بودیم به مانیتور، چشمانتظار راه افتادن سامانه فارغالتحصیلی دانشآموزان.
با اخم وارد اتاق مدیر راهبردی میشوید و متوجه احوال شما میشود. یک لیوان شربت به شما تعارف میکند و شما هم با اکراه برمیدارید و با خود میگویید «شربت یا چای؟ کدام مناسب چنین جلسهای است؟»
رمان «داشتن و نداشتن» همینگوی روی میز بود. بچهها رفته بودند کلاس مشاوره. سکوت عصرگاهی توی دفتر جان میداد برای مطالعه …
«دفتر مدرسه ما اصلا میز و صندلی نداشت. خودم روی روزنامه نشسته بودم. کمدی نداشتیم. پروندهها رو گوشه دفتر چیده بودیم. این وضع ما بود.» مدیر مدرسه موسفیدِ زمان جنگ توی دفتر روبهرویم نشسته بود.
اجازه تاسیس مدرسههای خارجی در ایران از زمان حکومت مظفرالدین شاه قاجار صادر شد و این طوری بود که «استوارت مموریال کالج» یا دبیرستان «ادب» فعلی و «بهشتآیین» در اصفهان، «مهرآیین» در یزد و «کالج انگلیسیها» در کرمان راهاندازی شدند.
جلوی میز معاون ایستاده بود. وارد دفتر که شدم، گفتم: «کجا بودی سهچهار روز غیبت داشتی؟» معاون خندید و گفت: «آقای بنیاسدی! این پسر دیگه رفتنی شد… .»
مدیرکل کمیته امداد امام خمینی(ره) گیلان با اشاره به اجرای جشن عاطفهها گفت: با توزیع ۲۰ هزار بسته لوازمالتحریر و مشارکت ۲۲ میلیارد تومانی مردم، شرایطی فراهم شد که هیچ دانشآموز تحت پوشش بدون امکانات آموزشی وارد سال تحصیلی نشود.
مرجان فاطمی