یک کتاب مدیرنویسی

«دفتر مدرسه ما اصلا میز و صندلی نداشت. خودم روی روزنامه نشسته بودم. کمدی نداشتیم. پرونده‌ها رو گوشه دفتر چیده بودیم. این وضع ما بود.» مدیر مدرسه مو‌سفیدِ زمان جنگ توی دفتر روبه‌رویم نشسته بود.

«دفتر مدرسه ما اصلا میز و صندلی نداشت. خودم روی روزنامه نشسته بودم. کمدی نداشتیم. پرونده‌ها رو گوشه دفتر چیده بودیم. این وضع ما بود.» مدیر مدرسه مو‌سفیدِ زمان جنگ توی دفتر روبه‌رویم نشسته بود.

یک کتاب مدیرنویسی

به گزارش اصفهان زیبا؛ «دفتر مدرسه ما اصلا میز و صندلی نداشت. خودم روی روزنامه نشسته بودم. کمدی نداشتیم. پرونده‌ها رو گوشه دفتر چیده بودیم. این وضع ما بود.» مدیر مدرسه مو‌سفیدِ زمان جنگ توی دفتر روبه‌رویم نشسته بود. دست گذاشته بودم زیر چانه و با بُهت هر آنچه را می‌گفت آرام‌آرام هضم می‌کردم.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *