برچسب مجید مشیری

شب آفتابی 1380

لیلا، منصور،مهناز و بهنام دست به یک سرقت کلان از جواهرفروشی می‌زنند.لیلا جهت کمک به بهنام که زخمی شده به داروخانه می‌رود تا باند تهیه کند،که توسط پلیس دستگیر شده و به مدت ده سال روانه زندان می‌شود. بهنام که قصد ازدواج با او را داشته،بعد از چهار سال او را فراموش کرده و با بهناز ازدواج می‌کند.لیلا در زندان در ایام محرم خواب فاطمه زهرا را می‌بیند که به او می‌گوید مادرش را پیدا می‌کند.رئیس زندان ۲۴ ساعت به او مرخصی می‌دهد،تا مادرش را پیدا کند. او با بی بی که در ایام محرم مجلس عزا بر پا می‌کند آشنا می‌شود لیلا،بهنام را که حالا رئیس یک باند بزرگ مواد مخدر است،پیدا می‌کند و آنها را به پلیس لو می‌دهد و خود دوباره به زندان بازمی‌گردد و پس از ۶ سال دوباره به نزد بی بی بازمی‌گردد.

انتخاب ویژه 1400

یلدا و علیرضا نامزد هستند و درست 48 ساعت قبل از عروسی یلدا با دیدن این که برادر کوچکش نیما را گروگان گرفته اند با دادن پیامک به علیرضا ناپدید می‌شوند. مهدی دوست علیرضا که پلیس است با پیگیری این مسئله و ناپدید شدن یلدا متوجه می‌شود که یک گروه خلافکار که در کار قاچاق مواد و دلار بوده اند به همدستی هرمز پسر عموی یلدا نیما را ربوده اند و با همکارانش نیما و یلدا را نجات می دهد ولی ...

دفتری از آسمان 1378

"طوبی"، دفتری از آسمان دارد که نشانی صدها مادر داغ‌دار در آن است. مادرانی که فرزندان‌شان در جنگ تحمیلی شهید شده اند و حالا در آرزوی دیدار آنها هستند. آرزویی که در واقعیت جاری محال و رویایی به نظر می رسد. طوبی رازی را می داند و قصد دارد آن را با دیگران تقسیم کند و ...

بهترین نقش زندگی 1397

خانواده آقا محمود با با خبر شدن از این پسر کوچک خانواده سعید قصد مهاجرت دارد
دچار مشکلاتی می شود. و محمود پدر پیر خانواده مجبور است فراق و دوری پسرش را تحمل کند و سایر مسائلی که در طول سریال پیش می آید و این خانواده را به چالش می کشد.

صلات ظهر 1389

این فیلم روايت دو دوست قديمي از زندگي است‌. روايتي از دو برهه زماني تاثير گرفته از وقايع و اتفاقاتي از زندگي كه مسير آن‌ها را تحت شعاع خود قرار مي‌دهد. اين دو دوست بر سر دو راهي انتخاب، دوباره پس از سال‌ها يكديگر را مي‌يابند. يك بار ديگر همراهي و رفاقت؛ اما در كدام مسير؟

لحظه صید 1390

شریف هرمزی ناخدایی است که لنجش ناخواسته مورد سوء استفاده های اقتصادی افرادی که تظاهر به صادرات گوجه فرنگی می کنند تا از مزایای واردات ویژه ، معافیت مالیاتی و ... برخوردار شوند ، قرار می گیرد . از سوی دیگر پسر ناخدا که مهندس صنایع غذایی است تلاش دارد فراوری میوه ، مرکبات و از جمله گوجه فرنگی را برای صادرات تحقق بخشد . با تلاش و پیگیری شریف هرمزی در پایان پلیس موفق به دستگیری باند سوء استفاده های اقتصادی و قاچاق کالا می شود و پسر ناخدا شریف نیز موفق به نوآوری لازم برای صادرات می شود . این درحالی است که رابطه شریف با پسرش در طول ماجرا عمق و استحکام زیادی پیدا می کند.

رخصت 1393

این مجموعه قصهٔ یک پدر و پسر که پس از فوت پدر، پسر دچار مشکلاتی می‌شود را بیان می‌کند. قصهٔ این سریال در دل محرم اتفاق می‌افتد