برچسب مجید مشیری

اکسیر 1398

سریال “اکسیر” روایتگر ماجراهای جذاب پیرامون یک خانواده زنجانی است. برای “اکبر” بسیار سنگین است که خانواده “فرهمند” مراسم عقد دخترش را به هم می زنند چون “نگار” بخاطر تصادف پایش می لنگد. “اکبر” از صنعتگران مس زنجان به خاطر اوضاع وخیم بازار با پیشنهاد دوست دوران دبیرستانش “جمشید” وارد بحث واردات می شود که سر از قاچاق مس در می آورد در این فرآیند “اکبر” در فضاهائی حضور می یابد که ناخواسته وارد داستان اعتیاد می گردد. در این میان “پارسا” هم دانشگاهی “نگار” شیفته نجابت و نبوغ او می شود این دو از دانشجویان دانشگاه علوم پایه که از معتبرترین دانشگاههای جهانی است هستند. اما “مادر پارسا” به دنبال آن است که “شهرزاد” دختر دائی وی را به عقد پسرش در آورد و “پارسا” نمی داند این مسئله را چگونه با مادرش در میان بگذارد…

عملیات 125 (فصل سوم) 1394

در فصل سوم این سریال ماموران اطفائیه(آتش نشانی) که با گذراندن چندین عملیات‌،تجربه‌های زیادی بدست آورده‌اند،به کمک این تجارب در حوادث گوناگون عملکرد بهتری از خود ارائه می دهند تا بتوانند جان انسان‌های بیشتری را نجات دهند.

ماتادور 1392

یک مقام اروپایی برای شرکت در کنفرانسی دربارهٔ انرژی اتمی به ایران می‌آید. گروهی تروریستی شامل یک زن و دو مرد که در زمینه ایجاد ناامنی و فضای رعب و وحشت در کشورهای در حال توسعه فعال هستند، برای به هم ریختن برنامه‌های این کنفرانس در ایران دست به تعدادی از فعالیت‌های تروریستی خطرناک می‌زنند. نیروهای پلیس برای جلوگیری از خرابکاریهای این تروریستها وارد عمل می‌شوند و...

پدر 1396

پسری به نام حامد که در خانوادهٔ مذهبی حاج علی تهرانی (که وضع مالی خوبی دارند) زندگی می‌کند. او هم‌دانشگاهی‌ای به نام لیلا دارد که دختری ثروتمند و غیرمذهبی است. طی یک حادثه لیلا می‌خواهد آبروی حامد را به کمک دوستانش و نامزدش (پسر عمویش) ببرد ولی سرانجام لیلا و حامد درگیر یک رابطهٔ عاشقانه می‌شوند و با هم ازدواج می‌کنند. این ازدواج موجب تغییرات بسیاری در شخصیت و شیوهٔ زندگی لیلا می‌شود. لیلا باردار می‌شود ولی حامد، پدر و مادرش طی یک تصادف فوت می‌کنند و ... .

خودرو تهران-11 1376

در هر قسمت از این مجموعهٔ تلویزیونی، همراه با یک اتومبیل پراید هاچ‌بک که خرید و فروش می‌شود، به زندگی آدم‌های مختلفی با ماجراهای گوناگون وارد می‌شویم.

ستایش 2 1392

ستایش با دو فرزند خود نازگل و محمد و با نام مستعار رودباری (بجای فردوس) و پس از گذشت ۲۲ سال از آن قضایا در منطقه‌ای در شمال کشور زندگی می‌کند و صاحب رستورانی محبوب در میان مردم است. پسر او محمد ماهی‌فروشی دارد و با موتور ماهی به خانه‌ها می‌برد. به‌صورت اتفاقی حشمت فردوس که با خانواده‌اش در شمال به ویلایشان آمده‌اند، از محمد ماهی می‌خرند و محمد هر بار با یک بهانه‌ای به آن خانه می‌رود، چون هم از نوهٔ حشمت فردوس خوشش آمده و می‌خواهد پیش وی کار کند تا به مقامی بالا برسد و ثروتمند شود. حشمت او را برای جاروکشی به محل کارش دعوت می‌کند و محمد راهی تهران می‌شود تا پیش او کار کند. از طرفی دیگر استاد دانشگاه نازگل از او خواستگاری می‌کند و از ستایش و نازگل می‌خواهد که به تهران نقل مکان کنند و عروسی را آنجا گرفته و ماندگار شوند. ستایش بعد از آمدن به تهران به منزل دوست قدیمی خود، عاطفه می‌رود. صابر، پسر حشمت فردوس نیز رام زنی به نام پری‌سیما که از طرف فردی ناشناس اجیر شده، می‌شود و با کمک او وکالت تمام اموال حشمت را با کلاهبرداری از او می‌گیرد. ستایش نیز توسط همسر عاطفه، دوست قدیمی خود می‌فهمد که اگر رضایت پدربزرگ نازگل یعنی حشمت فردوس نباشد عقد از لحاظ شرعی باطلست، و به دنبال حشمت فردوس می‌رود. از طرفی دیگر محمد که رانندهٔ حشمت است، دختران صابر را به میل خودشان پیش دوستان و خوشگذرانی‌هایشان می‌برد و محمد را تهدید می‌کنند که چیزی به پدربزرگشان نگوید، اما یک شب بعد از برگرداندن آن‌ها از مهمانی کسانی که به آن‌ها مواد داده بودند را کتک می‌زند، ولی با دروغ نوه‌های حشمت، حشمت در صدد اخراج اوست که ستایش برای گرفتن رضایت از حشمت فردوس برای عقد دخترش وارد دفتر او می‌شود و حشمت و محمد را در آنجا می‌بیند. سپس حشمت با دقت به ستایش نگاه می‌کند و او را می‌شناسد. رابطهٔ محمد و حشمت ادامه پیدا می‌کند و در همین اثنا، صابر، پسر بزرگ حشمت با تحریک همسر سومش پری‌سیما صفائی (برادرزادهٔ انیس) از وکالت‌نامهٔ حشمت سوء استفاده کرده، همهٔ اموال پدرش را به نام پری‌سیما می‌کند. حشمت نیز به همراه محمد مجبور به ترک خانه‌اش می‌شود.

خواب بلند 1392

صبا و امیر زوج روزنامه نگاری هستند که در دفتر یک روزنامه فعالیت می کنند. در بحبوحه ی انتخابات 88 مقاله ای توسط صبا تنظیم می شود که به خاطر شرایط ملتهب جامعه برای چاپ آن، با مخالفت همسرش امیر که سردبیر روزنامه نیز است مواجه می شود. این امر باعث کدورت بین آن ها می شود و صبا نیز به کشورش بدبین می شود و بیان می کند که در این کشور آزادی وجود ندارد تا این که ...