برچسب مجید مشیری

کمکم کن 1383

این سریال داستان جوانی با بازی حمید گودرزی را روایت می‌کرد که طی یک تصادف به کما رفت. چند جوان دیگر هم در همان زمان به کما رفته بودند که از این بین دو نفر به هوش آمدند تا کارهای اشتباه بقیه را جبران کنند.

خط قرمز 1380

چند نوجوان که هر یک برای فرار از مشکلات زندگیشان، از خانه فرار کرده، دور هم جمع می‌شوند و با هدف سفر به سوی آرمان‌ها و خواسته‌های خود پا به راهی با مقصد نامعلوم می‌گذارند، سفری با حوادث ناگوار …

خانه ای روی تپه 1391

زندگی پسری نوجوان را در شمال کشور روایت می‌کند که با خواهر و مادر خود در یک روستا زندگی می‌کنند و هر بار یک خانواده میهمان آن‌ها می شوند. پسر خانواده به خاطر اینکه احساس مسئولیت می‌کند و در عین حال‌ خلاقیت‌های خوبی دارد، تلاش می‌کند تا برای کسب درآمد و تامین معاش خانواده، خانه مخروبشان را محلی برای جذب توریست قرار دهد

چهل سرباز 1386

این سریال به شکل همزمان به روایت سه داستان از اسطوره‌های ایران باستان همانند نبرد رستم و اسفندیار، زندگی‌نامه فردوسی و زمانهٔ او، و ظهور اسلام می‌پردازد.

برج آرام 1391

یک مجری معروف برنامه های تلویزیونی برای زندگی از یک محیط سنتی به یک برج در منطقه بالای شهر نقل مکان می کند. این نقل مکان با گم شدن مبل کهنه قرمزی که یادگار مادرش بوده مصادف شده و پیدا کردن آن باعث به وجود آمدن ماجراهایی می شود.

کودک پنجاه ساله 1398

داستان این فیلم درباره پژمان، نوجوانی بی ادب و سر به هواست که صحبت های پدر و مادر و مدیر و معلمانش هیچ تاثیری در تغییر رویه او ندارد. غذای او همیشه غذاهای آماده و فست فود، چیپس و پفک و تنقلات و نوشابه می باشد. او که در رویای قوی شدن به سر می برد، تصمیم به خوردن داروهای نیروزا می گیرد. در پی مصرف این داروها و در کنار رژیم غذایی نامناسب، پژمان در سن نوجوانی دچار سکته قلبی و مغزی شده و به کما می رود. در زمانی که او به کما رفته، مرد میانسالی که در واقع آینده پژمان است به رویای او آمده و آینده بسیار بدی که او در پی رفتارهای نادرستش برایش به وجود آمده را به او نشان می دهد. پژمان با مشاهده آینده تباهش، پشیمان شده و ...

دست بالای دست 1390

سیامک سلطانی(یوسف تیموری) و سعید سلطانی (جواد عزتی) برادر هستند و در خانه‌ای در جنوب شهر همراه پدرشان(رضا فیض نوروزی) زندگی میکنند سیامک آدم کلاهبردار ی است وقصد دارد تا با معرفی کردن خود به عنوان یک جوان تحصیلکرده و پولدار با یک دختر ثروتمند به نام نوشین (بهاره افشاری)ازدواج کند.ولی سعید که برخلاف برادرش درستکار بوده و مورد اعتماد صاحبکارش دکتر مجلسی(فتحعلی اویسی) می باشد. دکتر مجلسی تصمیم میگیرد تا برای دیدن همسر (هایده حائری) و دخترش (سمانه پاکدل) به خارج سفر کند وهمه اموالش را به سعید می سپارد.همین موضوع سبب میشود تا سیامک سعید را مجبور کند تا خانه مجلسی را به عنوان خانه خود معرفی کند تا بتواند کلاهبرداری کند.