زخم باز 1395
«زخم باز» روایت دختر جوانی است که برخلاف جریان تعصبات سنتی و کور خانوادگی حرکت میکند.
«زخم باز» روایت دختر جوانی است که برخلاف جریان تعصبات سنتی و کور خانوادگی حرکت میکند.
ماجراها در یک میهمانپذیر به نام میهمانپذیر طوبی رخ می دهد. داوود رشیدی در نقش حاج کوهپایه صاحب این محل ، با کمک نوه اش (صبا کمالی) و جوانی شهرستانی به نام ممدوح (بهزاد محمدی) این محل را اداره می کنند. حاج کوهپایه مردی مومن ، جدی ، سرشناس و مورد اعتماد اهالی محل است . نوه او دختری مطلقه و امروزی است . ممدوح هم فردی شیرین زبان است که داستان ها با حضور او رنگ و بوی شاد می گیرند. هر بار هم با ورود میهمانان ماجراهای خاصی رخ می دهد.
سیاوش در جریان سرقت از طلافروشی دستگیر میشود. بعد از آزادی میفهمد مکانی که طلاها را در آن مخفی کردهاند به مسجد تبدیل شده به همین دلیل در ماه رمضان به کار نظافت در مسجد مشغول میشود تا طلاها را بیابد اما طی ماجراهایی طلاها به دست سیروس کسی که پیشنهاد سرقت را داده بود میافتد.
این سریال در مورد شخصی در زیرزمین خانه ی خود تنور جادویی دارد و با رفتن آن تنور زندگی اش متحول شده است…
داستان این فیلم درباره ی مردی به نام سعید سهامی است که پس از سالها به ایران برمیگردد و به سراغ بچه اش که با همسر سابقش زندگی می کند، می رود و در همین جسنجوهایش هست که مشکلات و مسائلی را نیز برای همسر سابقش که الان با فرد دیگری ازدواج کرده است، رقم میزند ...
در خانهای قدیمی، همه چیز برای نوروز ۱۳۷۸ آماده میشود. پیرمردی که سرایدار آنجاست، خانه را آب و جارو میکند تا خانمِ خانه، سالتحویل را با فرزندان و نوادگان خود جشن بگیرد. انتظارِ تحویل سال، بهانهای است تا خاطرات این خانواده از نوروزِ سالهای گذشته - از ۳ اسفند ۱۲۹۹ (کودتای رضاخان) تاکنون - مرور شود.
در این فیلم دکتر نکویی مسئول بخش جراحی یکی از بیمارستانهایی است که برخی از حادثه دیده های شلوغی ها را برای درمان به آنجا می آورند در بین حادثه دیدهها همه طیفی دیده میشود. جوانهای مذهبی که سر یکی از آنها شکسته و جوان های معترض با مچ بند های سبز که زانوی یکی از آنها آسیب جدی دیده که حضور این دو کنار هم باعث جر و بحث می شود.
این مجموعه مضمونی اجتماعی دارد و به مشکلاتی که جامعه در حال حاضر گریبان گیر آن است مثل تأثیر مواد مخدر و قرص اکس در فروپاشی خانوادهها میپردازد. داستان دختری به نام آیلار را روایت میکند که فرزند یک آدم متمول است. او به دلیل شرایطی که پدرش ناآگاهانه برایش به وجود آورده در دام افرادی گرفتار میشود که سعی میکنند از موقعیت خانوادگی او به نفع خود استفاده کنند.