برچسب مجید مشیری

برخورد 1389

این سریال داستان محمود حریرچی وکیل است که دوست دوران جوانیش مهران نیکخواه که کدورتی هم در رابطه عشقی به نیلوفر دختر همسایه داشتند، را در خواب می بیند که از او کمک میخواهد تا از دست کسانی که در تعقیب او هستن نجاتش دهد. حریرچی اطلاع ندارد که نیکخواه سالهاست فوت کرده و او در توهمات خود او را زنده ملاقات میکند. دوست او در زمان حیاتش تصادقی کرده، اما به جای کمک به دختر از صحنه تصادف فرار میکند. پس از سال ها به عمین دلیل در عذاب به سر می برد. حریرچی وکیل شخص پولداری به نام فلاحت می باشد که تازه به قتل رسیده و با شرایط ذهنی او و توطئه ای که پسر کوچکتر فلاحت چیده، اداره آگاهی به حریرچی در قنل مظنون میشود. حریرچی در توهمات خود غرق میشود تا به اصرار همسرش پیش دکتر روانشناسی به نام عاطفی می رود. او با تحقیق به مرگ دوستش پی می برد و در نهایت دختری را در اثر تصادف با نیکخواه اکنون روی صندلی چرخدار می نشیند را می یابد و از او می خواهد که نیکخواه را ببخشد.

پرواز مهرانه 1387

مهرانه که دچار تومور مغزی است پس از 25 سال زندگی در خارج به قصد آمدن به کشور درصدد بازیابی گذشته خود در وطن می شود . پدر سارا طمع تصاحب خانه به ارث رسیده او را دارد که ناگهان ...

عروسک شکسته 1392

نگار دختر جوانی که گرفتار یک باند قاچاق مواد مخدر شده است اقدام به سرقت شناسنامه برای این باند می‌کند. غلام پدر نگار که گرفتار اعتیاد است برای پیدا کردن دخترش به تهران می‌آید و از صفر دوستش که سرایدار یک باغ بزرگ در خارج از شهر است می‌خواهد که در پیدا کردن نگار به او کمک کند. در نهایت پای پرویز خان سر دسته باند به باغ باز می‌شود و…

گنج پنهان 1388

دو برادر و یک خواهر بنا به توصیه پدرشان به جزیره کیش می‌روند تا پدر ارث و میراث خود را بین آنها تقسیم کند، اما او به هر کدام از فرزندانش تکه‌ای از یک نقشه گنج می‌دهد و آنها مجبور می‌شوند برای تکمیل نقشه گنج به دنبال برادر ناتنی‌شان که در همان جزیره زندگی می‌کند بگردند...

میراث 1386

داستان این فیلم درباره فرد معتمدی است که شخصی دارایی اش را به او می‌سپرد و فوت می‌کند و حالا بازماندگان آن شخص برای گرفتن میراثشان به سراغ او می‌روند و او را تحت فشار قرار می‌دهند اما …

101 راه برای ذله کردن پدر و مادر 1383

پارسا، پسر کلاس پنجمی نابغه‌ای است که همواره در حال اختراع و ساخت ابزار جدید است، اما والدینش او را به خوبی درک نمی‌کنند. این مساله زمانی تشدید می‌شود که پارسا برای جلب توجه پدر و مادرش انشایی عجیب می‌نویسد.

سپید مثل ستاره 1390

داستان درباره پژمان گودرزی جوانی 22 ساله است که همراه پدر، مادر و خواهرش در یکی از مناطق اعیان نشین تهران زندگی می کند. وی با وجود آنکه در یک خانواده مذهبی بزرگ شده، ولی به دلیل همنشینی با دوستان ناباب تبدیل به پسری تندخو، بی فکر و بی هدف شده است. او دانشگاه را نیمه کاره رها می کند.