برچسب مجتبی اردشیری

تعلیق‌های قربانی‌شده

نخستین ساخته سینمایی «کوروش آهاری»فیلم گرم و مخاطب‌پسندی است؛ اما در لایه‌های روایی خود، کلیشه‌هایی دارد که اجازه نمی‌دهد اثر را به عنوان یک فیلم اولی خلاق و تأثیرگذار بپذیریم. «آن شب» یک تریلر روان‌شناختی است که طی آن سعی شده تا زن و شوهری، بر اثر اتفاق‌هایی، رازهای مرتبط با یکدیگر را بر زبان بیاورند. این بهانه، به کیفیت رخدادهای داستانی اعتبار خوبی می‌بخشد اما متأسفانه این اعتبار با مهندسی اشتباه پایان‌بندی که بحث «خواب» را مطرح می‌کند، رنگ می‌بازد. اینکه در تمام لحظات دلهره‌آور فیلم، دوربین دارد از زاویه کسی روایت می‌شود که خواب بوده و عملا نمی‌توانسته این‌چنین مشرف به زوایا، آدم‌ها و نقاط مختلف هتل باشد، خود یک اشتباه محاسباتی است که وزن مهندسی اثر را پایین می‌آورد.

حال سینماها نوروزی نشد!

پس از پایان جشنواره فیلم فجر، این انتظار در میان سینمادوستان به وجود آمد که با رایزنی‌های وزارت ارشاد، رده‌بندی صنفی سینماها از درجه 3 به درجه 2 ارتقا یابد. تنها در این صورت بود که امیدها برای زنده ماندن سینماها در سال سخت 1400 بیشتر می‌شد. اما متاسفانه این مهم به وقوع نپیوست تا با نارنجی‌شدن اصفهان، حالا سینماهای نصف‌جهان نیز مانند پایتخت، باز هم کرکره‌های خود را پائین بکشند. اتفاقی که خیلی‌ها آن را در نتیجه اهمال‌کاری‌های وزارت ارشاد و سازمان سینمایی می‌دانند. امروز و در شرایطی که رستوران‌ها، کافه‌ها، استخرها و دیگر مشاغل نه‌چندان ضروری مشغول به کار هستند، سینماها تعطیل شده‌اند و این اتفاق از آن سو، پراهمیت است که اعتماد ازدست‌رفته‌ای که با اکران نوروزی در حال ترمیم‌یافتن بود، دوباره از بین رفت و با مشخص‌نبودن آینده سینماها، احتمالا با فیلم‌سوزی دیگری مواجه می‌شویم که اجازه نمی‌دهد صاحبان آثار سینمایی، فیلم‌های خود را در شرایط مشابه، برای اکران تابستان و دیگر اوقات امسال نمایش دهند. گرچه حتی قرارگرفتن سینماها در مشاغل ردیف دوم نیز به این سادگی‌ها نمی‌تواند مخاطبان را با سالن‌های تاریک آشتی دهد.

سونامی شبکه نمایش خانگی

شبکه نمایش خانگی تا ابتدای نیمه دوم دهه 90، حال‌وروز چندان خوشایندی نداشت. برنامه‌ریزی میان‌مدت این مدیوم برای پا گذاشتن به عرصه تولید، عملا به شکست انجامیده بود و تمام رزومه درخشان خود را معطوف به ابتدای دهه 90 و تولیداتی چون «قلب یخی» می‌دید. در میانه دهه 90، این مدیوم با یک پسرفت آشکار، به همان رسالت چند دهه قبل خود یعنی انتشار فیلم‌هایی که اکران عمومی خود را به پایان رسانده بودند، بازگشت.

مصلح سینمای ایران

«اصغر فرهادی» این روزها در اسپانیاست. او این‌بار جایزه افتخاری بیستمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم لاس‌پالماس را از آن خود کرد. همان جشنواره‌ای که در سال 2007، جایزه بهترین فیلم خود را به «چهارشنبه‌سوری» داده بود. حال آن‌که طی این 13 سال، فرهادی، موفقیت‌های بین‌المللی بسیاری را از آن خود کرده است. آن‌قدر زیاد که دبیر جشنواره لاس‌پالماس، حضور فرهادی در جشنواره امسال را مهم‌ترین اتفاق این دوره عنوان کرد و از او به عنوان یکی از بزرگ‌ترین سینماگران قرن بیست‌ویکم و هنرمند منحصربه‌فردی که تاثیرات او در سینما تحسین‌برانگیز است، یاد کرد.

برای پرکردن آنتن

سریال‌های رمضانی هم‌اکنون عمری دودهه‌ای در کنداکتور یکی از طلایی‌ترین برهه‌های جذب مخاطب تلویزیون دارند؛ از سال 80 که ساخت یک سریال اختصاصی برای هر یک از شبکه‌های سیما، آغاز شد و این روند تا به امروز نیز ادامه دارد. روندی که طی حیات دو دهه‌ای خود، اتفاقات خوشایند فراوانی را در خود دید. چهره‌های بسیاری مانند «رضا عطاران» با این سریال‌ها، محبوبیت و گوشه‌های کشف‌نشده‌ای از پتانسیل خود را به مخاطبان شناساندند. ضمن اینکه زمان بسیار خوب پخش سریال‌ها  که پس از افطار بود، سبب شد تا مخاطبان بسیاری پای جعبه جادویی نشسته و به این ترتیب، چندین سریال توانستند به آثاری خاطره‌ساز در تاریخ تلویزیون تبدیل شوند.

بدمستی‌های «مست عشق»

حالا دیگر با قاطعیت می‌توان اعلام کرد که «مست عشق» پرحاشیه‌ترین فیلم یک دهه اخیر سینمای ایران است. کارگردانی پشت دوربین این فیلم ایستاده که هر چه طی دهه‌های گذشته، بر خویشتن‌داری و پرهیز از حاشیه اصرار داشت، دو پروژه اخیرش (شهرزاد و مست عشق) حسابی جنجالی و پرسروصدا ظاهر شدند. در مورد «مست عشق» این‌طور احساس می‌شود که سطح حواشی، هم‌چنان در دامنه مانده و به قله نرسیده است. دعواها تا کنون به شکل بیانیه بوده و برای پرهیز از پخش سریال.

مرگ تدریجی صنعت سینمای ایران

در بیش از یک‌سالی که کرونا در ایران، بیش از چهار پیک را پشت‌سر گذاشته، تقریبا هیچ صنفی مانند سینما متضرر نشده است. حجم تولیدات به کمتر از یک‌چهارم رسیده و بسیاری از سینماگران تلاش کرده‌اند به دلیل خانه‌نشینی اجباری مردم و تغییر سبک زندگی، به سمت شبکه نمایش خانگی کوچ کنند. سینماها هم طی 15 ماه اخیر، بیش از 10 ماه تعطیل بوده‌اند و در همان چند ماهی که فعالیت داشته‌اند نیز با استقبال چندانی مواجه نشده‌اند. به همین دلیل سینما، یکی از ضرر ده‌ترین مشاغل دوران کرونا بوده است.

یک ملودرام خانوادگی ساده!

با وجود استقبال جهانی از ژانر وحشت،  این ژانر در ایران  همواره یکی از مهجورترین گونه‌های سینمایی است. دلیل این اتفاق، فارغ از توانمند نبودن سناریست‌ها و کارگردانان ما در زایش لحظات ملتهب از جنس وحشت و نبود فرهنگ کافی از این قلمرو است. جامعه ایرانی، چندان علاقه‌ای به المان‌های وحشت، ماورایی ندارد. همین ضعف تاریخی سبب شده تا سینما و تلویزیون ما بیشتر به سمت ملودرام‌های اجتماعی و کارهای کمدی گرایش داشته باشد.در سال‌های اخیر که نسل جدید کشور، علاقه‌مندی بیشتری به دنبال کردن آثار موفق جهانی در حوزه وحشت داشته، نیز آثاری فارغ از کیفیتشان تولید شده‌اند.فارغ از سینما، تلویزیون نیز حدود دو دهه است که به صورت پراکنده، وارد چنین فضایی شده است. آخرین این تلاش در این زمینه سریال «احضار» است که به تازگی پایان یافته است.