برچسب مبارزات سیاسی

گروه فجر انقلاب از روشنگری تا رویارویی با فساد

سخنان شهید سید حمیدرضا فاطمی به‌روشنی گویای آن است که گروه «فجر انقلاب» پیش از هر چیز به آگاهی و بیداری سیاسی مردم باور داشت. از نگاه آنان اقدامات مسلحانه صرفاً تاکتیکی برای شکستن اقتدار ظاهری رژیم و از میان برداشتن تصور شکست‌ناپذیری آن بود. هدف نهایی‌شان نه صرفاً براندازی حکومت موجود که ساختن جامعه‌ای بود که آمادگی پذیرش حکومت اسلامی را داشته باشد

تدبیری که بستر‌های یک قیام را مهیا کرد

تلاش‌های بی‌وقفه و مخلصانه آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری طی ۱۵ سال و بعد از وفات ایشان ثمره مجاهدت‌های علمای ثلاث و سپس مدیریت درخشان آیت‌الله‌العظمی بروجردی موجب شد حوزه علمیه قم دارای ساختاری قدرتمند و کارا شود. تربیت هزاران طلبه عالم طی چند دهه باعث شد وقتی امام خمینی در سال ۱۳۴۱. ش اعتراضات خود را نسبت به حکومت پهلوی دوم آغاز کند، طیف وسیعی از حوزویان با وی همراه شوند

من از بچگی در جنگ بودم ما را از چه می‌ترسانند!

زندگی مجاهدانه اجداد سیدروح‌الله و شهادت دو تن از آنان یعنی «سید دین علی شاه» و «سید مصطفی» و نابسامانی وضع حکومت و جامعه و حوادث دوران تولد و نوجوانی او - که مقارن با دوران بحرانی جنگ جهانی اول بود- در تکوین شخصیت و اندیشه و رفتار سیاسی و اجتماعی وی نقش به‌سزایی داشت و چنان در تار و پود فکری وی رسوخ یافته بود که او را مستعد چاره‌اندیشی برای دفاع همه‌جانبه از مستضعفین و مردم مظلوم و اصلاح و تغییر وضع موجود کرد

وصیتنامه‌ای که مجال تحقق نیافت

دکتر شریعتی به فاصله کوتاهی پیش از ترک ایران در پایان جلسه‌ای در منزل حسین مهدیان، وصیتنامه خود را به استاد محمدرضا حکیمی تحویل داد. او در این متن به حکیمی وکالت داده بود موارد لازم به اصلاح در آثارش را مورد تصحیح قرار دهد. این اقدام، نقطه عطفی در زندگی فکری و اجتماعی شریعتی قلمداد می‌شود و در خور استنتاجات فراوان است. با این همه این وصیت او نهایتاً عملی نشد

مردم از اعدام «شیخ» خبر نداشتند عده‌ای را پای دار جمع کرده بودند!

سرهنگ امیر قلى خان ماکویى، در حالیکه سوار بر اسب بود، همین که چشمش به مرحوم پدرم خورد، یکباره خودش را از اسب به زمین افکند و شروع به ریختن خاک‌هاى کوچه بر سر و روى خویش کرد! پدرم سراسیمه و با نگرانى بسیار پرسید: چرا این کار‌ها را مى‏کنى؟ او مویه کنان پاسخ داد: مى‏آمدم، به میدان توپخانه که رسیدم، دیدم شیخ را بالاى دار کشیده‏اند و کار تمام شده است!... او همین طور خاک‌ها را بر سرش مى‏ریخت و بر سرش مى‏زد!

از اسارتِ دشمن تا اسارتِ روایات مهندسی شده!

در روزگار ما، اسارت تنها به بند کشیدن جسم خلاصه نمی‌شود. نوع تازه‌ای از اسارت هست، که «اسارت رسانه‌ای» نام می‌گیرد. این اسارت حافظه جمعی را، تحت قیمومت جریان‌هایی قرار می‌دهد، که راست و دروغ را در کارگاه‌های «مهندسی روایت» ورز می‌دهند! پخش گزینشی تصاویر، قطع و وصل عمدی جریان خبر، تولید کلان‌روایت‌های هماهنگ و استفاده از الگوریتم‌های پلتفرم‌ها، شمشیر‌های بی‌لبه ولی برنده این میدان‌اند!

آنان که در مصاف اندیشه‌ها «ولایت» را برای همیشه ماندگار کردند

«سلطان الواعظین شیرازی» در بهمن ۱۳۰۵ شمسی، سفری به کشور پاکستان داشت و در شهر پیشاور، به مدت ۱۰ شب جلسات مناظره‌ای را با علمای اهل سنت برگزار کرد. او در استدلال‌های خویش به کتاب‌های معتبر اهل سنت استناد می‌کرده است. شیرازی در آن جلسات توانست با ارجاع اهل‌سنت حاضر به منابع خودشان، ولایت حضرت علی را اثبات نماید و به این شکل، گروه بزرگی از مردمان آن دیار را به مذهب تشیع سوق دهد

یکی فریادگر بود و دیگری فریادرس، اما هر دو اثرگذار و تعیین‌کننده 

شمس آل‌احمد همان دنیایی را می‌دید که جلال آل‌احمد می‌دید، ولی از پنجره‌ای دیگر. دریافت‌ها مشترک بود، ولی برداشت‌ها‌و برون‌داد‌ها متفاوت. جلال، چون آتش‌فشان می‌جوشید و مثل رعدوبرق می‌خروشید، ولی شمس تودار بود، عمیق و صبور، مثل یک آبگیر آرام. یکی فریادگر، دیگری فریادرس، هر دو اثرگذار و تعیین‌کننده. جلال می‌شکافت تا زشتی‌ها و پلیدی‌ها را هویدا کند، ولی شمس ترمیم می‌کرد تا شکاف‌ها را کم کند و بستر مناسبی را فراهم آورد برای کاشتن بذر همدلی