برچسب فلسفه جدید

مطالب تقلبی از جریان فلسفه تحلیلی در بازار کتاب ایران/ شناسنامه فلسفه تحلیلی

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین رضا دستجردی در مقدمه گفت و گویش با سعید پوردانش در سرویس دین‌واندیشه ایبنا نوشت: «۱۰۰ سال فلسفه» نوشته جان پاسمور فیلسوف استرالیایی با ترجمه سعید پوردانش از تازه‌های انتشارات هرمس است. اثر پاسمور، از جمله روایت‌های کلاسیک از سیر تحول فلسفه در سنت تحلیلی و اروپای انگلیسی‌زبان از حدوداً نیمه دوم قرن نوزدهم تا اواسط دهه ۱۹۶۰ است. مولف، ضمن بازسازی جریان‌ها و منازعات مفهومی و چرخش‌های فکری تعیین‌کننده این دوره، عمدتاً بر متافیزیک، معرفت‌شناسی، منطق و فلسفه زبان و فلسفه علم متمرکز است. کتاب پاسمور که از تاریخ‌نگاری صرف برکنار بوده، با نگاهی انتقادی و مسئله‌محور، تحولات فلسفی را در قالب گفت‌وگویی زنده میان فیلسوفان صورت‌بندی کرده، تداوم‌ها و گسست‌های نظری را به‌صورت یکپارچه آشکار می‌سازد. آن‌چه از نظر می‌گذرد ماحصل گفت‌وگو با سعید پوردانش است که ترجمه «مفهوم صدق در زبان‌های صوری‌شده» نیز از اوست.

بدون قانون طبیعت، اثری از زندگی متمدنانه نخواهد ماند/ از قانون طبیعی تا فلسفه سیاسی: مسئله استقلال قانون

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا رضا دستجردی در مقدمه گفت و گویش با پوریا گل شناس نوشت: «پرسش‌هایی درباره قانون طبیعت» نوشته جان لاک فیلسوف شهیر انگلیسی با ترجمه پوریا گل‌شناس از جمله آثار نشر چرخ است. کتاب که خواننده را به تفکر در باب وجود انسان که توسط ساختارهای اجتماعی دست نخورده است، می‌کشاند، از آن‌ها دعوت می‌کند تا در مورد ماهیت حقوق خود و برابری ذاتی که زیربنای شرایط انسانی است، تأمل‌ کنند. کاوش قانون طبیعت، همان‌طورکه از سوی لاک ارائه شده است، به صورت مجموعه‌ای از بازجویی‌ها و پاسخ‌ها آشکار می‌شود که شبیه گفت‌وگوی سقراطی است و خوانندگان را در یک گفتمان فکری درباره اصول عدالت و حقوق افراد درگیر می‌کند. لاک خوانندگان را به تعمق در باب منبع و حدود قدرت سیاسی به چالش می‌کشد و آن‌ها را وادار می‌کند تا مشروعیت اقتدار و تعهدات متقابل بین شهروندان و دولت را زیر سوال ببرند. به‌مناسبت انتشار این کتاب، با پوریا گل‌شناس به گفت‌وگو نشسته ایم. ترجمه «تحلیل و متافیزیک»، «یادداشت‌هایی درباره سوسیالیسم» و «نظریه هم‌خوانی صدق در فلسفه کانت» از جمله آثار گل‌شناس است.

نفرت آدم ها را برده خود می کند/ تحلیل محمدرضا تاجیک از تولید و بازتولید کین‌توزی اجتماعی در ساختار سیاست/ نسخه ناکافی اسپینوزا و لزوم تغییر ساز سیاست

گروه اندیشه: دکتر محمدرضا تاجیک عضو هیات علمی دانشگاه، در مقاله ای که در سایت مشق نو منتشر کرده با عنوان «سازِ سیاست را گونه‌ای دیگر کوک باید کرد»، با تلفیق آرای لویناس، بدیو، اسپینوزا و نیچه به تبیین روان‌شناسی اجتماعی «رنج و نفرت» در جامعه می‌پردازد. تاجیک توضیح می‌دهد که فروپاشی فانتزی‌های سیاسی و سرخوردگی از رخدادهای حقیقت، سوژه‌های وفادار را به کین‌توزی، نابینایی شناختی و بازتولید لذتِ توام با درد (ژوئیسانس) می‌کشاند؛ وضعیتی که فرد حتی ناوضعیت‌های خطرناک‌تر را بر واقعیت موجود ترجیح می‌دهد. نویسنده تأکید می‌کند که در زمانه غلبه عواطف سرکش، استدلال‌های عقلانی و توصیه‌های فلسفی برای رام‌کردن خشم عمومی کارساز نیست. نفرت‌ورزی معلول عملکردِ بدآهنگِ سازِ سیاست و قدرت است که با تحقیر و سلب عاملیت، دیدگاه عمومی (doxa) را مسموم کرده است. در نهایت، تنها راه برون‌رفت از این چرخه ویرانگر، نه پند اخلاقی به مردم، بلکه تغییر ساختاری، رفع علل برونی کینه‌توزی و کوک‌کردن متفاوت ساز حکمرانی در دستگاهی جدید است.

پاسخ قوچانی به نقد مهدوی و واکاوی متناقض‌نماهای جریان سروشیه/ استبداد صوفیانه یا اصلاح‌گری دینی؟ /قوچانی «سروشیه» را فرقه‌ای منزوی و متناقض می داند

گروه اندیشه: محمد قوچانی، نویسنده و روزنامه‌نگار، در یادداشتی که برای انتشار در اختیار انصاف نیوز گذاشته به دکتر ناصر مهدوی پاسخ داده است. محمد قوچانی در این یادداشت تفصیلی، در پاسخ به انتقادات ناصر مهدوی، به نقد ساختاری جریان روشنفکری دینی و آموزه‌های عبدالکریم سروش می‌پردازد. قوچانی با رد اتهام حدنشناسی، تاکید می‌کند که به عنوان یک روزنامه‌نگار آزاد، موظف به اعمال تفکر انتقادی است و نقد سروش به معنای نادیده گرفتن خدمات معرفتی او نیست. وی با تشریح سیر تحول فکری سروش از دهه شصت تا کنون، نشان می‌دهد که چگونه او از ایدئولوگ رسمی حکومت، نقد ایدئولوژی و گرایش به پوپر، در نهایت به نوعی صوفی‌گری منزوی، نفی تکنولوژی، تحقیر بازار آزاد و حاکم‌محوری افلاطونی درافتاده است. قوچانی با نقد موضع‌گیری‌های متناقض سروش در قبال توسعه، تجدد و حتی دفاع از تسلیحات هسته‌ای، روشنفکری دینی فعلی را فرقه‌ای سیاسی و دچار «دگماتیسم نقاب‌دار» می‌خواند که با جایگزینی عرفان به جای فقه، خطری مشابه استبداد صوفیانه را بازتولید می‌کند. این مطلب را در ادامه می خوانید:

علی لاریجانی سیاستمداری که از دل فلسفه آمد/ از «روش ریاضی در کانت» تا کرسی ریاست / تلاقی اندیشه، امنیت و رسانه

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس اندیشه ایبنا، علی اردشیر لاریجانی در ۱۳ خرداد ۱۳۳۶ در شهر نجف اشرف متولد شد. خانواده او اصالتاً اهل منطقۀ لاریجان شهرستان آمل بودند. پدرش، آیت‌الله میرزا هاشم آملی، استاد مسلم فقه و اصول حوزۀ علمیۀ قم و از مراجع تقلید شیعه بود که پیش از تولد علی، برای ادامۀ تحصیل به شهر نجف مهاجرت کرده بود.

مقاله سیروس پرویزی که سروش دباغ از هویت او به عنوان جواد طباطبایی سوال کرد/ کشف فیلسوف زیرزمینی

گروه اندیشه: مقاله ای که در پیش روی خود دارید، مطلبی است از سیروس پرویزی  در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵ که در سایت بنیاد همایون با عنوان «روشنفکری در زمانه عسرت» منتشر شده است. سروش دباغ در مقاله ای که به لیبرالیسم نقابدار قوچانی پاسخ داد، این سوال را مطرح کرد که «اگر اقتصاددان و روزنامه‌نگار ما ذره‌بین در دست گرفته و مجدّانه و صادقانه از پی شناسایی و شناساندنِ جماعت شیاد روان گشته‎‌اند، بد نیست در اطرافیان و همفکران خود هم نظر کنند و سراغی از نویسندۀ واقعی جستار «روشنفکری در زمانه عسرت» که به نام سیروس پرویزی در تارنمای بنیاد داریوش همایون منتشر شده بگیرند و نتایج کند و کاو خود را با خلایق در میان نهند. اگر نویسندۀ مقالۀ یاد شده سید جواد طباطباییِ فقید باشد، دربارۀ او چه داوری‌ای خواهند داشت؟.»

نباید از ابن‌سینا انتظار پاسخ به مسائل قرن بیست‌ویکم را داشت

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، آیین بزرگداشت حکیم بوعلی سینا به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با همکاری بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی سینا و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی همدان، سه‌شنبه ۲۷ مردادماه ۱۴۰۵ با حضور پرشمار علاقه‌مندان و با سخنرانی جمعی از استادان و پژوهشگران حوزه حکمت و فلسفه اسلامی در تالار اجتماعات شهید مطهری(ره) انجمن برگزار شد.

 ژیژک: نگرانِ بی‌فایده شدنِ ما فیلسوفان نیستم/ از «شبِ جهان» تا سقوط سرمایه‌داری لیبرال/ نیازمندی به بدبینی هگلی و ضرورت جدید فلسفه

گروه اندیشه: اسلاوی ژیژک (Slavoj Žižek) فیلسوف، نظریه‌پرداز انتقادی و روان‌کاو لاکانیِ اهل اسلوونی است که به خاطر تلفیق مفاهیم فلسفی هگل، کارل مارکس و ژاک لاکان برای تحلیل رادیکال و اغلب طنزآمیزِ سینما، فرهنگ عامه و سرمایه‌داری جهانی شهرت دارد، در گفت و گویی که بخش نخست آن در روزنامه اعتماد منتشر شده، او با نقد استعاره‌های سنتی «نور و آگاهی»، سوبژکتیویته را نه نوری تابناک، بلکه بر اساس اندیشه کانت، هگل و شلینگ، «تاریکی درونی و شب جهان» معرفی می‌کند. او با دفاع از متواضع بودن فلسفه و ایده هگلیِ «پرواز جغد مینروا در غروب»، تاکید دارد که فلسفه همواره دیر می‌رسد و وظیفه آن درک ساختار مفهوم زمانه است، نه پیش‌بینی آینده. ژیژک با مقایسه خوش‌بینی خوش‌باورانه مارکسیستی و بدبینی واقع‌گرایانه هگلی، نشان می‌دهد که چگونه آموزه‌های هگل درباره تکرار خطاهای تاریخی و شکست‌ها برای درک جهان امروز—از زوال سرمایه‌داری لیبرال و ظهور نئوفئودالیسم تا بحران‌های زیست‌محیطی و پاندمی—ضروری است. وی همچنین با آسیب‌شناسی بن‌بست‌های فلسفه تحلیلی و تاریخ‌گرایی استعلایی، یادآور می‌شود که در عصر بحران‌های پیچیده جدید، رسالت اصلی فلسفه ارائه پاسخ‌های فوری نیست، بلکه اصلاح صورت‌مسئله‌ها، طرح پرسش‌های درست و زدودن رازآلودگی از فهم انسان معاصر است. این گفت و گو را در ادامه می خوانید: