مقاله سیروس پرویزی که سروش دباغ از هویت او به عنوان جواد طباطبایی سوال کرد/ کشف فیلسوف زیرزمینی

گروه اندیشه: مقاله ای که در پیش روی خود دارید، مطلبی است از سیروس پرویزی  در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵ که در سایت بنیاد همایون با عنوان «روشنفکری در زمانه عسرت» منتشر شده است. سروش دباغ در مقاله ای که به لیبرالیسم نقابدار قوچانی پاسخ داد، این سوال را مطرح کرد که «اگر اقتصاددان و روزنامه‌نگار ما ذره‌بین در دست گرفته و مجدّانه و صادقانه از پی شناسایی و شناساندنِ جماعت شیاد روان گشته‎‌اند، بد نیست در اطرافیان و همفکران خود هم نظر کنند و سراغی از نویسندۀ واقعی جستار «روشنفکری در زمانه عسرت» که به نام سیروس پرویزی در تارنمای بنیاد داریوش همایون منتشر شده بگیرند و نتایج کند و کاو خود را با خلایق در میان نهند. اگر نویسندۀ مقالۀ یاد شده سید جواد طباطباییِ فقید باشد، دربارۀ او چه داوری‌ای خواهند داشت؟.»

۲۸ مرداد ۱۴۰۵ – ۱۶:۰۳

مقاله سیروس پرویزی که سروش دباغ از هویت او به عنوان جواد طباطبایی سوال کرد/ کشف فیلسوف زیرزمینی

گروه اندیشه: مقاله ای که در پیش روی خود دارید، مطلبی است از سیروس پرویزی  در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵ که در سایت بنیاد همایون با عنوان «روشنفکری در زمانه عسرت» منتشر شده است. سروش دباغ در مقاله ای که به لیبرالیسم نقابدار قوچانی پاسخ داد، این سوال را مطرح کرد که «اگر اقتصاددان و روزنامه‌نگار ما ذره‌بین در دست گرفته و مجدّانه و صادقانه از پی شناسایی و شناساندنِ جماعت شیاد روان گشته‎‌اند، بد نیست در اطرافیان و همفکران خود هم نظر کنند و سراغی از نویسندۀ واقعی جستار «روشنفکری در زمانه عسرت» که به نام سیروس پرویزی در تارنمای بنیاد داریوش همایون منتشر شده بگیرند و نتایج کند و کاو خود را با خلایق در میان نهند. اگر نویسندۀ مقالۀ یاد شده سید جواد طباطباییِ فقید باشد، دربارۀ او چه داوری‌ای خواهند داشت؟.»

 اکنون با انتشار متن سیروس پرویزی این امکان فراهم آمده که گفته شود این متن مربوط به سیدجواد طباطبایی است یا سیروس پرویزی. با این وجود در معرفی مطلب حاضر باید گفت که سیروس پرویزی در این مقاله با مروری بر تجربه زیسته و آشنایی سه دهه‌ای خود با جواد طباطبایی، مطلب خود را در دو بخش تنظیم کرده است. بخش نخست به چگونگی تثبیت مقام جواد طباطبایی به‌عنوان برجسته‌ترین اندیشمند تجددخواهی در دهه هشتاد بررسی می‌کند. نویسنده با ترسیم مسیر متفکری که از اخراج‌های پیاپی دانشگاهی تا انزوایی زیرزمینی را پیموده، نشان می‌دهد که طباطبایی نه یک استاد دانشگاه ساده یا لیبرال محافظه‌کار، بلکه «سرباز دانش» و استراتژیستی انقلابی است که با «قیام بسیف‌القلم» به جنگ با بی‌مبنایی روشنفکری دینی، سنت‌گرایی، و ایدئولوژی‌های آگاهی‌زدا رفته است. متن با تشریح سیر آثار طباطبایی از ابن‌خلدون و خواجه نظام‌الملک تا مکتب تبریز، ابعاد پروژه فکری او در تبیین مفاهیم «تصلب سنت»، «امکان علوم انسانی» و «نظریه انحطاط ایران» را واکاوی کرده و اجتهاد بی‌نظیر او در منابع تاریخ فرهنگ ایران را ستایش می‌کند. در بخش دوم سیروس پرویزی معتقد است که روشنفکری در ایران از مهم‌ترین بحث‌هایی است که از سده‌ای پیش در ایران درگرفته است. با پیروزی انقلاب اسلامی که ضربه‌ای کاری بر پیکر روشنگری و به نوعی آغاز دوره‌ای در شکست جنبش روشنفکری ایران بود و بحرانی که این پیروزی در ذهن ایرانیان ایجاد کرد، بحث درباره‌ی روشنفکری نیز با شدت بیشتری دنبال شد. او دیدگاه طباطبایی را در این باره مطرح می کند. این مطلب را در ادامه می خوانید:

****

منبع  : خبر آنلاین

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *