برچسب شهلا ریاحی

خانه در آتش 1373

خانواده‌ای در آرامش و رفاه مشغول گذران زندگی است. پدر خانواده تصمیم می‌گیرد دست به قاچاق مواد مخدر بزند و با این تصمیم، خانواده را دچار مشکلات زیادی می‌کند. با درگیر شدن سایر اعضای خانواده در این بلای خانمان‌سوز، دیگر آرامش از آن خانه رخت برمی‌بندد و …

این خانه دور است 1370

«رحیمه خانم» ساکنِ خانهٔ سالمندان می‌شود. خواهرخوانده‌اش «اقدس خانم» نیز علیرغم مخالفت فرزندانش، به او می‌پیوندد تا «رحیمه خانم» در خانه سالمندان احساس تنهایی و جدا افتادگی نکند. این دو در خانه سالمندان با «مینو خانم» که فرزندانش او را تنها گذاشته و به خارج رفته‌اند، آشنا می‌شوند. این سه نفر با کمک هم، محیط دلگیر و یکنواخت خانهٔ سالمندان را تغییر می‌دهند و فضایی شاد و پرنشاط و امید می‌سازند و ثابت می‌کنند که مشکل سالمندان را با محبت و توجه می‌توان حل کرد.

ازدواج پرماجرا 1368

این مجموعه تلویزیونی، دربارهٔ جوانی است که مادرش، او را برای خواستگاری به خانه‌های مختلفی می‌برد و در هر خواستگاری، اتفاقات جدیدی رخ می‌دهد و موقعیت‌های خنده‌آوری پیش می‌آید. سرانجام، پسر با کسی که خودش دوست دارد، ازدواج می‌کند.

همسایه ها 1372

داستان این سریال درباره چندین خانواده و همسایه است که همگی در یک محله زندگی می‌کنند و در هر قسمت برای هریک مشکلات و مسائلی پیش می‌آید که در نهایت با هم فکری و همیاری سایر همسایه‌ها، آن مشکل برطرف می‌شود.

بچه های طلاق 1368

يك دانشجوي رشته ي‌ سينما به نام فرشته، مربي خصوصي دختر نوجواني است به نام عاطفه كه والدينش متاركه كرده اند. فرشته كه در جست و جوي موضوعي است براي پايان نامه ي‌ تحصيلي خود در مي يابد كه پدر عاطفه باعث شده است كه دخترش وضع روحي نامناسبي پيدا كند. فرشته در پي تحقيقاتي درباره ي مسئله طلاق به اعضاي خانواده نزديك مي شود و موجب مي گردد كه روابط گسسته خانواده از نو سامان بگيرد.

بی تو هرگز 1372

رضا براي تدارك مراسم شب عروسي خود با مريم مشكل مالي دارد. او به پيشنهاد پسرخاله اش ناصر براي تهيه ي پول مورد نياز به خريد و فروش اجناس روسي مشغول مي شود. دو نفر كيف پولي را كه ربوده اند داخل اتومبيل آنها جا مي دهند، اما موقع پس گرفتن كيف رضا و ناصر آن دو را مضروب مي كنند. رضا كيف را به صاحبش كه مهندس يك شركت است تحويل مي دهد و در شركت او مشغول به كار مي شود. شبي دزدان كيف به رضا حمله مي كنند و پس از مجروح كردن او در خانه رهايش مي كنند تا در آتش بسوزد. پزشك ميزان سوختگي چهره ي رضا را شديد تشخيص مي دهد. او كه از اين حادثه ضربه ي روحي خورده از روبرو شدن با نامزدش خودداري مي كند و منزوي مي شود. مريم و اعضاي خانواده اش به ملاقات او مي روند و رضا به اصرار چهره اش را به او نشان مي دهد. مريم از هوش مي رود. رضا توسط بهمن، پسر مهندس، دزدان را شناسايي مي كند و با آنها درگير مي شود. آنها توسط پليس دستگير مي شوند و رضا پس از معالجه نزد مريم باز مي گردد.

دیدار در استانبول 1370

در كوران جنگ تحميلي علي كه تاب تحمل سختي هاي زندگي را ندارد، همسرش زهره و فرزندش عليرضا را ترك مي كند و به استانبول مهاجرت مي كند. زهره كه از هر سو تحت فشار قرار گرفته خانه پدري اش را ترك مي كند و با مشكلات زندگي مي سازد اما هيچ يك از تلاش هاي او براي يافتن شوهر در وطن نتيجه اي نمي دهد. حتي خاتمه جنگ و برقراري صلح موجب نمي شود كه علي به وطن بازگردد. در چنين وضعي زهره تصميم مي گيرد براي بازگرداندن علي به تركيه سفر كند. او پس از جستجوي زياد درمي يابد كه علي به كارهاي خلاف كشانده شده و از سوي پليس تحت تعقيب است. عاقبت زهره با يكي از دوستان علي آشنا مي شود و او محل كار علي را به زهره نشان مي دهد. اما علي با شنيدن صداي زهره مي گريزد و تصميم به خودكشي مي گيرد، اما زهره سربزنگاه مي رسد و علي را نجات مي دهد.