برچسب زهره نمازیان

در همسایگی نور

از در چوبی و بزرگ که وارد حرم می‌شدیم، تا مامان سلام بدهد، روی انگشت‌های پا بلند می‌شدم تا جلو را بهتر ببینم. عاشق صحنه‌ای بودم که بابا را با آن لباس مانتویی مشکی، زیر تابلوی «یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه» می‌دیدم.

رد پا

هرچه جلو رفتم کوچه‌های تنگ و باریک، داشت پهن و گشاد می‌شد. دانه‌های تسبیح بابا، سرپیچ ساختمان بازار، روی هم ریخته بود و ردپایش تمام شده بود.

چای روضه بیت‌الزهرا

چند وقتی بود که پسرم اصرار می‌کرد دهه فاطمیه را به جای بیت‌الاحزان به بیت‌الزهرا برویم. بیت الاحزان مجلس عزای حضرت مادر بود که در تمام سال به‌صورت هفتگی برگزار می‌شد و در ایام فاطمیه ویژه‌تر مراسم داشت.

شفای خیر

جمله «چقدر زود دیر می‌شود»، هیچ‌وقت کلیشه‌ای نمی‌شود. داشت برای خودش راه می‌رفت و به زبان مخصوص خودش با مداح هم‌خوانی می‌کرد، سینه می‌زد و می‌رفت. برایش فرش سبز پهن کرده بودند.