در همسایگی نور

از در چوبی و بزرگ که وارد حرم می‌شدیم، تا مامان سلام بدهد، روی انگشت‌های پا بلند می‌شدم تا جلو را بهتر ببینم. عاشق صحنه‌ای بودم که بابا را با آن لباس مانتویی مشکی، زیر تابلوی «یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه» می‌دیدم.

از در چوبی و بزرگ که وارد حرم می‌شدیم، تا مامان سلام بدهد، روی انگشت‌های پا بلند می‌شدم تا جلو را بهتر ببینم. عاشق صحنه‌ای بودم که بابا را با آن لباس مانتویی مشکی، زیر تابلوی «یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه» می‌دیدم.

در همسایگی نور

به گزارش اصفهان زیبا؛ روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه، روزهای قشنگی برایمان بود.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *