رد پا

هرچه جلو رفتم کوچه‌های تنگ و باریک، داشت پهن و گشاد می‌شد. دانه‌های تسبیح بابا، سرپیچ ساختمان بازار، روی هم ریخته بود و ردپایش تمام شده بود.

هرچه جلو رفتم کوچه‌های تنگ و باریک، داشت پهن و گشاد می‌شد. دانه‌های تسبیح بابا، سرپیچ ساختمان بازار، روی هم ریخته بود و ردپایش تمام شده بود.

رد پا

به گزارش اصفهان زیبا؛ بابا گفته بود از خودش رد پا می‌گذارد که راه را گم نکنم.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *