برچسب زهره حمیدی

بار دیگر بنگر 1393

فرزام پسر جوانی است که پدر و مادرش پزشک هستند. بین فرزام و پدر و مادرش شکاف عاطفی زیادی وجود دارد و فرزام به شدت از ارتباط با والدینش پرهیز کرده و با آنها رابطه سردی دارد. او با پسر لاابالی و عیاشی به نام نادر دوست است و به شدت به خواهر نادر علاقه مند است. به همین دلیل با والدین خود درگیر شده و اصرار دارد که با خواهر نادر ازدواج کند. پس از مدتی فرزام به هویت نادر پی برده و با او درگیر می شود. در این درگیری فرزام، نادر را مصدوم کرده و تصور می کند که ...

نجات 1391

با گذشت سی و چندسال این جمع تصور می‌کردند که فرد مورد نظر طی همکاری با ساواک این جمع را لو داده و متواری شده است اما...

جاده مه آلود 1393

احد ، برادر بزرگتر خانواده به بهانه سالگرد فوت مادرشان ، خانواده اش را به خانه مادری در شمال می کشاند. او متوجه می شود که خواهرهایشان دچار مشکلات و از هم گسیختگی شده اند و سعی می کند که به بهانه ای به آنها کمک کند و خانواده را کنار هم حفظ کند ولی در همین حین حادثه ای رخ می دهد. . .

بچه های خیابان 1382

"سامان" نویسنده جوانی است که کتاب داستانش چند سال قبل جایزه کتاب سال را کسب کرده، ولی حالا بعد از ازدواج با "مژگان" به توصیه پدر او فعالیت‌های فرهنگی‌ را رها می‌کند و به کار اقتصادی پردرآمدی مشغول می‌شود. او بعد از مدتی احساس می‌کند از زندگی اصلی خود عقب افتاده و برای همین تصمیم می‌گیرد برای بازگشت دوباره آرامش از دست رفته‌اش، مدتی جدا از همسر خود زندگی کند. به همین دلیل، بعد از دو سال به خانه پدری‌اش برمی‌گردد و ... .

بوسه باد 1390

پزشکي به همراه همسر خود در مناطق غرب کشوردر ايام دفاع مقدس مشغول مداواي مجروحين است. در يکي از روزها روستاي زرده مورد تهاجم بمب باران شيميايي بعثي‌ها قرار مي‌گيرد. همسر دکتر در اين حادثه شهيد مي‌شود. دکتر دختربچه‌اي را که پدر و مادرش را در اين حادثه از دست داده است به عنوان دخترش با خود همراه مي کند.

همه بچه های ما 1392

این مجموعه به موضوع بچه‌های بی‌سرپرست و بدسرپرست می‌پردازد و داستان آن دربارهٔ زندگی زن و شوهر جوانی با نام فرزانه (ستاره اسکندری) و امیر (امیر آقایی) است که فرزند خود را در حادثه‌ای از دست می‌دهند. فرزانه دچار مشکلات روحی متعدد می‌شود و امیر تلاش می‌کند تا به همسرش کمک کند. او بعد از این که دوره بحرانی را می‌گذراند به فکر کمک به کودکان بی‌سرپرست می‌افتد. برخی از این کودکان به‌واسطه ناهنجاری‌ها به سمت زندگی نامناسب سوق پیدا کرده‌اند.

واپسین کوچ 1384

اکبر و احسان پسران نوروزبیگ هستند. اکبر پسر بزرگ خانواده است که بدون اجازه به شهر رفته و نامزدش مارال که دختر حاج احمد است را بلاتکلیف گذاشته است. اکبر در شهر از ناحیه دست مجروح شده است و بعد از ۹ ماه به ایل خود بازگشته و …