
پزشکي به همراه همسر خود در مناطق غرب کشوردر ايام دفاع مقدس مشغول مداواي مجروحين است. در يکي از روزها روستاي زرده مورد تهاجم بمب باران شيميايي بعثيها قرار ميگيرد. همسر دکتر در اين حادثه شهيد ميشود. دکتر دختربچهاي را که پدر و مادرش را در اين حادثه از دست داده است به عنوان دخترش با خود همراه مي کند.
