برچسب زهره حمیدی

راز یک خزان 1377

زیبا، مددکار یکی از مراکز کمیته امداد خمینی است که کودکی اش را نیز در آنجا گذرانده‌است. مردی به نام امیر با وی آشنا می‌شود و پس از مدتی آن دو با هم ازدواج می‌کنند اما به علت اینکه زیبا، پدر و مادر نداشته و در خوابگاه کمیته امداد بزرگ شده‌است مدام با مخالفت‌های مادر امیر روبرو می‌شوند و همین مسئله از نظر روحی برای زیبا آزاردهنده است. در طی یک حادثه اتومبیل، امیر حافظه اش را از دست می‌دهد و همه افراد خانواده قصد کمک به او را دارند. در پایان با شبیه‌سازی زمانی که زیبا از پله‌های آپارتمانی پرتاب می‌شود و از امیر کمک می‌خواهد، وی گذشته را به یاد می‌آورد

بیا می بخشیم 1390

روانشناسی موفق و معتقد به نام «احمد اقبالی» به بیماری سرطان مبتلا میشود. احمد به دلیل ابتلا به بیماری با خدا قهرمی کند و عزیزانش رایک به یک از زندگیش حذف میکند. احمد که خود را از خدا طلبکار میداند، خود را در خانه حبس کرده و منتظر مرگ مینشیند…

تنها دلخوشی من 1389

مادري زحمتکش که پس از مرگ همسرش، تنها پسرش، امير را بزرگ کرده است. امير ازدواج مي کند اما شرط پدر دختر اين است که خانه پدري امير به نام دخترش ثبت شود. امير مادرش را تحت فشار مي گذارد تا هر چه زودتر خانه را به نام عروس کند، کار آن ها به مشاجره مي کشد و اعصاب مادر به هم مي ريزد. او که آشپز خانه سالمندان است، در همان روز به دليل مشغله فکري غذاي خانه سالمندان را مي سوزاند و همين خطا باعث اخراج او مي شود. با فشارهاي امير و عروسش مادر تصميم مي گيرد بي خبرخانه را ترک کند؛ اين در حالي است که يکي از زناني که از سوي فرزندانش به خانه سالمندان برده شده نيز به مادر پناه آورده، چون نمي خواهد در خانه سالمندان بماند. آن ها خانه اي کوچک اجاره مي کنند و بعد هر دو براي پيدا کردن کار راهي خيابان ها مي شوند و اتفاقي به رستوراني مي روند که صاحب آنجا به يک آشپز نياز دارد. اما صاحب رستوران هم با پسرش دچار مشکل است و...

خلسه 1400

محوریت داستان این فیلم درباره جوانی به نام پارسا که یک کارآفرین برجسته کشوری است مربوط می‌شود. وی در عین موفقیت‌های شغلی به یک باره درگیر یک ماجرای احساسی می‌شود… .

تنهایی ماه 1399

داستان فیلم تنهایی ماه از زنی پولدار به نام افسانه شروع میشود که دارای کارخانه املاک زیادی میباشد و حدود 60 سال سن دارد، کارمندی به نام امیرحسین مسئول حسابداری شرکت است از آنجا که امیرحسین جوانی سالم و درستکار است افسانه به او پیشنهاد ازدواج میدهد و این موضوع باعث میشود شقایق نامزد امیرحسین مطلع شده و دختر و پسر افسانه را مطلع کند و ادامه ماجرا.

فرشته ام بمان 1398

«فرشته‏ ام، بمان» داستان زندگی سهراب جوانی است که نمی‏تواند راست بگوید. روزی که او از خانه به سوی محل کارش می‏رود متوجه می‏شود یک موتور سوار قصد ربودن کیف یکی از معتمدین محل را دارد. سهراب با سارقین درگیر می‏شود اما خودش در اثر ضربه‏ای از هوش رفته و در عالم بیهوشی خود را در آتش دوزخ می‏بیند. در این میان فرشته‏ای به فریاد او می‏رسد و به او مژده می‏دهد که به دعای مادرش به زندگی بازمی‏گردد، اما از این پس رذیله‏ای از او دور و فضیلتی به او افزوده می‏شود. سهراب از روز بعد نمی‏تواند دروغ بگوید. این تغییر حالت برای او دردسرهای کمدی خاصی خلق می‏کند… .

آفتاب سرد 1386

این فیلم روایت داستان فرمانده اطلاعات شناسایی است که با گروهی برای شناسایی در کوههای کردستان گم شده اند وبرای آوردن کمک از دوستانش جدا می شود اما در طول مسیر برای او حادثه ای پیش می آید که باعث میشود حافظه اش را تا 20 سال آینده از دست بدهد.سپس بعد از 20سال دوباره به دنبال دوستانش به آنجا بازمیگردد و ..