مثل یک خواب 1391
مثل یک خواب درباره زوجی به نام مانا و رضاست که به دلیل مبتلا شدن به روزمرگی های زندگی از یکدیگر فاصله گرفته اند، تا اینکه خوابی رضا را هشیار کرده و تلاش می کند تا فاصله ای که بین خود و همسرش ایجاد شده را کمتر کند.
مثل یک خواب درباره زوجی به نام مانا و رضاست که به دلیل مبتلا شدن به روزمرگی های زندگی از یکدیگر فاصله گرفته اند، تا اینکه خوابی رضا را هشیار کرده و تلاش می کند تا فاصله ای که بین خود و همسرش ایجاد شده را کمتر کند.
قرن سوم هجری، مقارن با خلافت عباسی (دهمین خلیفه) و امامت دهمین پیشوای شیعیان علی النقی است…
عبد العظیم حسنی برای فرار از ماموران خلیفه عباسی راهی شهر ری میشود و در این راه اتفاقات گوناگونی برای او می افتد و با اقوام مختلف ایرانی برخورد میکند!
فیلم داستان زندگی یک جوان است ( کامران تفتی ) که دوستانش می خواهند در روز تولدش برای او خاطره ای هیجان انگیز رقم بزنند و او را غافلگیر کنند که این تصمیم منجر به اتفاقی می شود که ماجراهایی جالب را رقم می زند ...
هران جوان تحصیلکرده و متمولی است که به تازگی از خارج بازگشته و قصد ازدواج با مینا را دارد. اما مینا که برای ازدواج با او تردید دارد، با اصرارهای پدر و مادرش مواجه میشود؛ غافل از آنکه مسئلهای در مورد مهران وجود دارد که همه از آن بیاطلاعند …
شخصیت اصلی «لطفا دور نزنیم» پیرمرد ۷۰ سالهای است که ازدواج نکرده و هیچ بچهای هم ندارد ولی ۴ تا برادرزاده دارد که آنها را مثل بچههایش دوست دارد.
او که به مسافرت علاقه زیادی دارد، خیلی از شهرهای ایران را گشته ولی به وسایل نقلیه اعتماد ندارد و به طرق مختلف از آنها دوری میکند، چون همه اجدادش از زمان ارابه تا حال که وسایل نقلیه جدید و مدرن به بازار عرضه شده، بر اثر تصادف با وسایل نقلیه مختلف جان به جانآفرین تسلیم کردهاند.
برای همین او پای پیاده به مسافرت میرود و همین مشکلات مختلفی را برای او و همراهانش به وجود میآورد. نقش این آدم خاص و منحصر به فرد یعنی سیفالله خان را محمد کاسبی بازی میکند و بقیه هم بازیگر نقشهای دیگر کار یعنی اردشیر، اصغر، گلنوش، داراب، ناهید، کامیار، سیمین، سهیلا و… هستند.
فیلم زنده باد خودم ، داستان معلم بازنشسته ای است که برای گرفتن سنوات خدمتش اقدام می کند تا بتواند دخترش را به خانه بخت بفرستد...
داستان مشتریهای یک کافی شاپ که ماجراهای جالبی دارند که هر قسمت داستان جداگانه دارد . صاحبان این کافی شاپ یک خواهر و برادر هستند به اسم امید و آرزو ...
این مجموعه تلویزیونی دربارهٔ سرهنگ بازنشستهای است که در زمان جنگ، در جبهه حضور داشته و اینک پسرش که در خارج زندگی میکند به ایران بازگشته است؛ اما با بازگشت او، اتفاقات مختلفی رقم میخورد و…