دکتر 3 سوت 1393
داستان آن درباره پزشکی مجرب به نام سعید است که در اثر حادثه ای شخصیتی دوگانه پیدا کرده و گاهی دست به دزدی می زند.
داستان آن درباره پزشکی مجرب به نام سعید است که در اثر حادثه ای شخصیتی دوگانه پیدا کرده و گاهی دست به دزدی می زند.
در فصل سوم این سریال ماموران اطفائیه(آتش نشانی) که با گذراندن چندین عملیات،تجربههای زیادی بدست آوردهاند،به کمک این تجارب در حوادث گوناگون عملکرد بهتری از خود ارائه می دهند تا بتوانند جان انسانهای بیشتری را نجات دهند.
این مجموعه به موضوعاتی مانند ساخت ابزار عزاداری سیدالشهداء و تعزیهخوانی میپردازد. حاج مرتضی (فرهاد قائمیان)، بازاری خوشنام و اهل خدای است که یک اتفاق ناخواسته زندگی او را از این رو به آن رو میکند. او تصمیم میگیرد به حال و هوا سالهای خوش گذشته خود، بازگردد.
داستان سريال «دختري به نام آهو» درباره مردي به نام آقا مرتضي حشمت است كه چهار پسرش ازدواج كرده اند و تمام آنها صاحب پسر شده اند. آقا مرتضي كه خيلي دوست دارد نوه دختري داشته باشد به تكاپو مي افتد تا مقدمات ازدواج پسر پنجمش را كه به تازگي از سربازي آمده است، مهيا كند. اما آماده كردن چنين مقدماتي آنقدرها هم كه او فكر مي كند كار ساده اي نيست.
علاقه او به داشتن نوه دختري باعث بروز ماجراهاي بسياري در خانواده چهار پسرش مي شود. با وجود اتفاقاتي كه مي افتد آقا مرتضي همچنان در تلاش است كه پسر آخرش را با هر تمهيدي پاي سفره عقد بنشاند. چيزي كه ديگران به آن واكنش نشان مي دهند.
سیمین، همسر جلال مهدوی، 25 سال پیش به همراه برادرش، شکور، برای دیدن دخترش به خارج میرود و اصرار میکند که مهدوی نیز اموالش را بفروشد و نزد آنها برود. اما او قبول نمیکند و پس از چند ماه تنهایی با زنی بهنام صفورا ازدواج میکند. سیمین به همراه شکور به ایران باز میگردد و آن زن را که حامله بوده از خانه بیرون میکند و تهمت خیانت به او میزند تا مهدوی دیگر دنبالش نگردد. اما سالها بعد سیمین به هنگام مرگ به کرده خود اعتراف کرده و از مهدوی میخواهد آن زن و بچهاش را پیدا کند. اطرافیان مهدوی که از ماجرا بیاطلاعند به تحریک شکور که چشم به ثروت مهدوی دارد او را دیوانه و پریشان حال میخوانند. اما با هوشیاری هادی و مینا، پسر و دختری که تحت تکفل مهدوی بودهاند، این معما حل میشود و نهایتا" مهدوی متوجه میشود که هادی پسر واقعی خودش است که نزد زن زحمتکشی بهنام آسیه بزرگ شده و زمینه ازدواج هادی و مینا را فراهم میکند
در نوشابه ای که جایزه دارد به صورت اتفاقی وارد ساختمانی چند طبقه می شود و خانواده های این ساختمان با همه آرزوها وگرفتاریهایشان درگیر ماجرای این جایزه می شوند و ....
در مجموعه تلویزیونی «بالهای خیس» دو داستان به موازات هم روایت میشود.
داستان اول این مجموعهی 26 قسمتی حول محور پزشک حاذقی به نام مجید پرتو با ایفای نقش «حبیب دهقاننسب» شکل میگیرد که با تشکیل تیمی جوان در زمینه تولید داروی ضدسرطان، پژوهش گستردهای انجام داده است. در این راه دوست و همرزم قدیمیاش مهدی قاسمی با بازی علی عمرانی پا به پای او پیش میآید و اگرچه تخصصی در زمینه تولید دارو ندارد، اما نقش مشوق و همراه همیشگی را برای دکتر پرتو بازی میکند.
داستان دوم مضمونی خانوادگی و معمایی دارد. جوانی به نام محسن با ایفای نقش حسین مهری در جریان اردویی دانشجویی در شمال کشور توسط ضاربی ناشناس درون پرتگاهی میافتد. سقوط محسن در این پرتگاه و نجات او از مرگ، زمینهساز به وجود آمدن ماجراهایی میشود که پی در پی بر سر راهش قرار میگیرد.
گلی جان، داستان شخصی به نام عزیز خان است که آدم بسیار خرافاتی است و چند سالی میشود که یک ماهی قرمز به نام گلی جان را از پسر عمویش هدیه گرفته است. از آن سال هر اتفاق خوبی که در خانواده رخ میدهد، عزیز خان آن را به گلی جان ربط میدهد؛ عزیز خان هر سال چند روز قبل از عید نوروز به همراه خانواده به باغ پسر عمو میرود و طی مراسمی ماهی را داخل تنگ مخصوص انداخته و سر سفره عید میآورد؛ عزیز خان اعتقاد دارد که خاص بودن این ماهی سر سفره هفت سین برایش شانس میآورد؛ در همان شب اول عید تنگ ماهی به طور اتفاقی میشکند و ماهی میمیرد و خانواده درگیر ماجراهایی میشوند اما…