
فرزام پسر جوانی است که پدر و مادرش پزشک هستند. بین فرزام و پدر و مادرش شکاف عاطفی زیادی وجود دارد و فرزام به شدت از ارتباط با والدینش پرهیز کرده و با آنها رابطه سردی دارد. او با پسر لاابالی و عیاشی به نام نادر دوست است و به شدت به خواهر نادر علاقه مند است. به همین دلیل با والدین خود درگیر شده و اصرار دارد که با خواهر نادر ازدواج کند. پس از مدتی فرزام به هویت نادر پی برده و با او درگیر می شود. در این درگیری فرزام، نادر را مصدوم کرده و تصور می کند که …
