یوریک کریم مسیحی گفت: قصه باید کشش داشته باشد تا خواننده حتی با وجود این «دستاندازهای زبانی» نیز راه را ادامه دهد. برای من که بر زبان تأکید ویژهای دارم، مهم است که زبان دقیق، حسابشده و درست باشد. من از هرگونه ابهام یا بیدقتی که ممکن است ذهن خواننده را منحرف کند، پرهیز میکنم.
شیوا مقانلو گفت: متأسفانه به دلیل افزایش هزینههای تولید و رقابت، دست ناشران برای معرفی صداهای ناشناخته کمتر باز است. ناشران امروزی تمایل دارند اثری را چاپ کنند که تضمین فروش دارد (مثلاً سه چاپ دیگر برود)، برخلاف ۲۰ سال پیش که جسارت بیشتری برای معرفی نامهای جدید وجود داشت. با این حال، من همچنان بر معرفی صداهای جدید تأکید دارم.
،«رختشو»، روایتگر جهاد زنانی است که در پشت جبهه، در سکوت و در خفا، لباسهای خونین سربازان را میشویند و دستانشان در برابر زخمهای جنگ تسلیم میشود.
گلیژه گلآرا، دختر امیر گلآرا، گفت: در برهوت، اوهام و تخیلاتِ راوی، از خلالِ تداعیِ معانی، تجربههای زمانِ حال را به گذشته پیوند میدهند.نقشِ حوادثِ امروز، بازتابی از الگوها و زخمهای کهنهی تاریخ است. رنجِ امروز، دردهای فراموششدهی گذشته را بیدار میکند.
«پروست و فلسفه» برای مخاطبی که میخواهد فراتر از خوانش ادبی صرف، به لایههای اندیشه در «در جستوجوی زمان از دسترفته» نزدیک شود، یک اتفاق مهم است: مجموعهای از ایدهها و زاویهها، از عشق و حسادت تا موسیقی و آگاهی، که میتواند خواننده را در نقطهای از مسیر درگیر کند و به بازخوانی پروست برگرداند.
مجموعه داستانهای «خوبیِ خدا» که با ترجمهی امیرمهدی حقیقت و توسط نشر ماهی منتشر شده است، میتواند یکی از بهترین نمونهها از تمایزی باشد که در آن قادریم تفاوت میان رمان و داستانکوتاه را بهنظاره بنشینیم. مترجم کتاب در مقدمه مینویسد که تمام داستانهایی که برگزیده یک ویژگی مشترک دارند و آن هم ساده بودن آنهاست.
«چشمهای اینشتین» از آن کتابهایی است که بیهیاهو پیش میرود اما آرامآرام جهان خود را بر خواننده آشکار میکند. ساناز اسدی در این نوولا، با تکیه بر نگاه یک کودک و در بستری آشنا از کارخانه، فوتبال و زندگی خانوادگی، روایتی خلق کرده که هم قصهای شخصی است و هم بازتابی از حافظه جمعی و تجربه اجتماعی یک شهر.
از میان کتابهای حوزه ادبیات هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران بیشترین فروش به رمانهای کلاسیک روسیه اختصاص داشته است.