برچسب دفاع مقدس

گلوله‌ای که مارون حاتم شلیک کرد

حمید داود آبادی از رزمندگان دوران دفاع مقدس است که مقطعی را نیز به لبنان رفته و آنجا فعالیت کرده بود. او بعد از اتمام دفاع مقدس در برخی نشریات کار رسانه‌ای انجام می‌داد

کاک ناصر با تن مجروح نفوذی ضد انقلاب را اسیر کرد

شهید مسعود بهرامی کمانگر، یکی از فرزندان مرحوم بهرامی بود که ۱۶ اسفند سال ۱۳۶۲ براثر حمله جنگنده‌های دشمن در منطقه سرپل ذهاب به شهادت می‌رسد. شهید بهرامی مدتی به عنوان نیروی «سازمان پیشمرگان مسلمان کرد» خدمت می‌کند. مدتی بعد به عضویت سپاه درمی‌آید. او از اولین روز‌های پیروزی انقلاب تا اواخر سال ۶۲، ماه‌ها در جبهه‌های مختلف فعالیت می‌کند

۱۳۱ خانواده دزفولی به صورت گروهی شهید شدند

خانواده آریان‌پور با ۲۳شهید، خانواده سازش با هشت‌شهید، خانواده خوشروانی با هشت‌شهید، خانواده تمدن با سه‌شهید، خانواده خلف نوره با ۹شهید، خانواده چرمبریان با هفت‌شهید، خانواده اسدی ذاکر با هفت‌شهید و خانواده خانی با ۹شهید از جمله خانواده‌های پرشهید دزفول بودند. در کل جمع خانواده‌هایی که به‌صورت گروهی به شهادت رسیده‌اند، ۱۳۱خانواده است

آیه جهاد که آمد بابا اجازه داد به جبهه بروم

سردار فضلی را دیدم. گفتم بچه‌ها دارند برمی‌گردند، احتمال دارد عراقی‌ها از طرف دجله بیایند. ایشان چهره نورانی داشتند. رو به من کردند و خندیدند. من قدم کوتاه بود، ایشان قد بلندی داشت، خم شد صورتم را بوسید. گفت نگران نباش خدا کمک می‌کند و نیرو‌ها جایگزین می‌شوند. کمی بعد رفتیم و در خرمشهر موضع گرفتیم. عراقی‌ها کلاً در محاصره افتاده بودند

رودسر به اندازه یک تیپ نیرو به جبهه اعزام کرده بود

تا قبل از سال ۶۵ که لشکر قدس گیلان تشکیل شود، بچه‌های رودسر و توابع و بخش‌های آن از طریق لشکر ۲۵ کربلا یا دیگر یگان‌ها به جبهه اعزام می‌شدند. اما بعد از تأسیس لشکر قدس، گردان امام حسین (ع) با محوریت بچه‌های رودسر در این لشکر تشکیل شد و تا پایان جنگ عمده رزمنده‌های رودسری از طریق این گردان به جبهه می‌رفتند

ما در جبهه به خدا نزدیک‌تریم

برای مادر خیلی سخت بود که به ایشان اجازه حضور در جنگ را بدهد، اما با صحبت‌های پدر از عاشورا، کربلا و حضرت زینب (س) راضی به رفتنش شد. مادرم می‌گفت: به پدر گفتم من سه فرزند دارم و منتظر به دنیا آمدن فرزند دیگرم هستم، اما پدرتان با آرامشی عجیب به من گفت: «خدای‌تان بزرگ است. من شما را به خدا می‌سپارم؛ ان‌شاءالله کمک‌تان می‌کند.» آن زمان خانه ما در یکی از اتاق‌های خانه پدربزرگ خلاصه شده بود. به این ترتیب پدر در سال ۱۳۶۲ برای اولین بار به جبهه اعزام شد و در نهایت ۲۴ دی ۱۳۶۵ در سن ۲۹ سالگی به شهادت رسید. بعد از شهادت پدر آخرین فرزند خانواده ما متولد شد. آن روز‌ها برای مادرم به تلخی و سختی گذشت و هیچ گاه از یاد او بیرون نرفت

از سفره عقد یکراست به جبهه رفت

سردار شهید سید محمدتقی رضوی از نیرو‌های با سابقه جهاد سازندگی در جبهه‌های جنگ بود که مسئولیت‌های مختلفی، چون فرماندهی مهندسی جهاد سازندگی، مسئول ستاد کربلا و فرماندهی مهندسی جنگ جهاد سازندگی را برعهده داشت