برچسب خاطرات

سفیر مبارک در غزه: آزادی کامل فلسطین که خیلی وقت است حرف به‌دردنخوری شده!/وقتی اسرائیل برای واردات سیگار هم کارشکنی می‌کند!

وقت جلسه‌‌ی سفیر با رئیس‌جمهور عرفات می‌رسد و همینطور وقت رفتن ما برای شام. در مسیر به سمت هتل امید که می‌روم هنوز این سؤال جلوی چشمم ایستاده است: آیا اسرائیل صلح می‌خواهد؟ بله، ولی فقط برای خودش. و این چیزی است که تا روز قیامت هم ابدا محقق نخواهد شد. و مشکل در همینجاست.

ماجرای سی هزار کارگر فلسطینی که اسیر کارخانه‌های صهیونیستی بودند

وقتی فیلم رو ببینی می‌فهمی که نظامیای مصری در جنگ 1967 نجنگیدن تا اینکه بگیم شکست خوردن. فرماندها به سربازای مصری اجازه ندادن که خودشون رو نشون بدن. این فیلم تأکید داره که در جریان نکسه [شکست، اصطلاحی که برای شکست 1967 به کار می‌رود] هم دلاوری‌هایی رخ داده که باید ثبت بشه.

«روستای خیانتکاران»: روستایی فلسطینی که در آن 400 خانواده‌ی مزدور لو رفته زندگی می‌کنند و یک تیپ صهیونیستی از آن محافظت می‌کند!/ماجرای جالب لو رفتن یک جاسوس قدیمی اسرائیل

-با این مزدوری که اخیرا شناسایی شده چه کردید؟
-هیچی. به «روستای خیانتکاران» فرار کرد.
-روستای خیانتکاران؟ دارم چیزهای کلا جدیدی می‌شنوم. واقعا روستایی داریم که اسمش روستای خیانتکاران است؟
-بله. در متن ضمایم توافقنامه با اسرائیل هم به آن تصریح شده است. آنجا یک روستا است که از توابع باریکه‌ی غزه است ولی یک تیپ اسرائیلی از آن محافظت می‌کند. در آنجا حدود 400 خانوار مزدور و جاسوس زندگی می‌کنند.

اگر صهیونیست‌ها نبودند خیال می‌کردم صحن مسجدالاقصی بخشی از بهشت است/ آب جاری در اینجا مثل آب زمزم با همه‌ی آبها فرق دارد

خودم را در مقابل [مسجد] قبة الصخرة دیدم. در مقابل دروازه‌ی ورودی، چهار نظامی اسرائیلی نشسته بودند. تلاش کردم چشمم آنها را -مشخصا در اینجا- نبیند. و فکر کنم موفق شدم.و اگر «رد پای توحش» [صهیونیست‌ها] در صحن الاقصی نبود، خیال می‌کردم در بهشت هستم و این کودکانی که مشغول بازی‌اند، پرندگان بهشت‌اند.

خاطرات یکی از شخصیت‌های اصلی عراق؛ کسی که هم با آمریکا دوست صمیمی بود هم با ایران/هر چه می‌خواهید درباره حمله آمریکا به عراق بدانید/از دستگیری صدام تا نصب حاکم آمریکایی در عراق

حالا احمد چلبی برای اولین بار داستانش را خودش روایت می‌کند. قضیه بازدیدش از یک زندانی به نام صدام حسین را به یاد می‌آورد و از جنگ آمریکایی‌ای که او را سرنگون و زندانی کرده بود حکایت می‌کند. داستان آنچه پیش از جنگ رخ داد و مواضع ایران را روایت می‌نماید و از خطاهایی که پس از پیروزی آمریکا ایجاد شد می‌گوید. از روابطش با پل برمر حرف می‌زند، مردی که عراق پس از سرنگونی نظام صدام در قبضه او قرار گرفت.

جریان حضور ایرانی‌ها در عراق برای حمایت از سرنگونی صدام/ فریب دستگاه اطلاعاتی آمریکا توسط صدام/ جلسه‌ی هماهنگی مخالفین صدام در تهران

با توجه به اینکه جلسات دیگری هم در تهران برگزار کردیم، در آن دیدار در تهران به یک نتیجه مشترک رسیدیم . توافق کردیم که [برای اداره عراق پس از سقوط صدام] یک حکومت موقت عراقی تشکیل شود. بعد از آن بود که کنفرانس مخالفین در لندن را تشکیل دادیم.

جزئیات نحوه دستگیری صدام و کشته شدن پسرانش از زبان تعقیب کننده‌ی او/ برخورد صدام در حین دستگیری

ما اوضاع را زیر نظر داشتیم و آمریکایی‌ها هم درباره کارهایی که می‌کردیم از ما خبر می‌گرفتند. به آمریکایی‌ها گفتیم وقتی برای گرفتن صدام به جایی می‌روید شروع به گشتن می‌کنید، محل را سریع ترک نکنید، یعنی این طور نباشد که محل را نیم ساعت بگردید و بعدش هم بروید

جریان دیدار سران شیعه و سنی مخالف صدام با او ساعاتی پس از دستگیری‌اش/ سؤال از صدام درباره دلیل کشتن شهید صدر

صدام سرش را که بالا آورد، مرا دید. یک صندلی برداشتم و در همان قسمت اتاق که مرتفع تر بودم گذاشتم و نشستم درست روبروی صدام. فقط نیم متر فاصله بینمان بود. بعد هم بقیه پشت سر من وارد شدند. برمر و سانچز هم نزدیک دیوار در کنار در ایستادند و نگاه می‌کردند. من اصلا حرف نزدم، فقط صدام را زیر نظر گرفته بودم.