برچسب خاطرات

وداع با پیکر محسن بوی جشن پیروزی می‌داد! 

در میان خاطرات کودکی، یک تصویر بیش از همه در ذهن مهدی مانده است. محسن یازده سال بیشتر نداشت. گرمای آبادان طاقت‌فرسا بود و او روزه گرفته بود. برادرانش برای اینکه روزه را بشکند، به زور کمی آب در دهانش ریختند. اما محسن با اطمینان گفت: «من که آب نخوردم. شما به زور ریختید. روزه‌ام باطل نشده است.» همان روحیه‌ای که بعد‌ها او را به میان میدان‌های مین و آتش کشاند، در کودکی نیز دیده می‌شد

نقد و بررسی دو کتاب «دکتر ابوالقاسم بختیار» و «هلن جفریز بختیار»

نشست نقد و بررسی دو کتاب «دکتر ابوالقاسم بختیار، سفر حماسی از بروجن به توس» و « هلن جفریز بختیار، پرستاری از آیداهو تا توس» در کتابخانه ملی ایران، سالن فرهنگ، در ساعت پانزده، برگزارخواهد شد. 

خاطرات یک خلبان صریح‌اللهجه از محمد خاتم و بهزاد معزی

در گفت‌وگو با خلبان حسین کاتوزیان به بررسی زندگی و کارنامه‌اش پرداخته شده است. کاتوزیان در این کتاب با لحنی جسورانه و رک به زندگی، ورود به عرصه ارتش، علاقه‌مندی به خلبانی و چند دهه فعالیت در این عرصه پرداخته است.

حافظه شفابخش؛ مروری بر کتاب‌شناسی پزشکان در جنگ

ثبت خاطرات پزشکان در جنگ، پیشگیری از فراموشی جزئیات حیاتی است که در صورت فقدان، بخشی از حافظه جمعی ملت در مورد انسانی‌ترین ابعاد جنگ از دست خواهد رفت. در گزارش زیر تلاش شد تا با مروری بر این آثار، مسیری برای بازخوانی جامع‌تر جایگاه کادر درمان در تاریخ دفاع مقدس فراهم آورد.