برچسب خاطرات

«این سرباز امام زمانه!»

بابا راضی نمی‌شد، به هیچ شکلی. حق هم داشت. محمد پسر اولشان بود. مادر که خیالش راحت بود پدر رضایت نمی‌دهد، خیلی با محمد بحثی نمی‌کرد. تا اینکه پدر آن خواب را دید. محمد از آن خواب خبری نداشت.

روایت ناصرالدین شاه قاجار از سیزده به‌در ۱۳۸ سال پیش

امروز سیزدهم عید است، هوای آفتاب بسیار خوب گرم صحیحی بود. فصل بهار و موقع همه‌چیز است. هیچ سال هم ۱۳ عید را به این خوبی ندیده بودیم که مردم به این ذوق و شوق به گردش بروند و عیش کنند. صبح علی‌الرسم سوار شده، رفتیم دوشان‌تپه. ناهار را پیش در عمارت کوه دوشان‌تپه گرم حاضر کرده بودند. عزیز‌السلطان را هم پیش فرستاده بودیم رفته بود آنجا. 

گنجینه‌ای از ناگفته‌های پدر

زنده‌یاد مهندس میرحسین علایی طالقانی، فرزند آیت‌الله سید محمود طالقانی را که در جمعه دهم اسفند بدرود حیات گفت و امروز به خاک سپرده شد، عمدتاً در باغچه مصفایش در گلیرد طالقان (زادگاه پدر)، به خاطر سپرده‌ام

پدر در برابر رضاخان احتیاط می‌کرد، اما فرزندش بی‌پروایی می‌نمود!

بنابر اسناد و روایات، شاهزادگان قاجار، حتی آنان که به موج تجددخواهی پیوسته بودند، فرهنگ و تربیت سنتی فرزندان را فرونمی‌نهادند. در این عداد بود عبدالحسین میرزا‌فرمانفرما که حتی در اندرون نیز لباس‌های یقه‌باز و آستین کوتاه را برای دختران خود نمی‌پسندید. به دستور او، فرزندانش در آمدوشد‌های بیرون منزل، معمولاً چادر به سر می‌کردند. در خاطرات مهرماه فرمانفرمائیان، این امر به روشنی خود را می‌نمایاند

خاطرات مشترک دو همرزم انقلابی حجت‌الاسلام احمد سالک و استاد اکبر پرورش +تصاویر خاص در سفر چین و بنگلادش

ساعت 9 شب صدای درب خانه به صدا درآمد. آقای قرائتی بود. به من گفت مهمان می‌پذیرید؟ گفتم: قدم مهمان روی چشم. بعد آقای پرورش از پشت ماشین آمدند. سلام و علیک کردیم. آقای پرورش و خانواده‌شان مضطرب بودند. تشریف آوردند داخل و از همان روز با هم همسایه شدیم؛ حدود 15 سال