برچسب جنگ
بازسازی هزار و ۲۳۲ واحد آسیبدیده منطقه ۵ تهران در جنگ
شهیدی که روز بازنشستگیاش آسمانی شد
همرزمانشان تعریف میکردند که آقاناصر به تنهایی پیکر برخی از شهدا و مجروحان را سوار ماشین کرده و به بیمارستان شهید محلاتی میرساندند و دوباره برمیگشتند. بعد که به پادگان شهید باکری میروند تا آنجا هم کارهایی را انجام بدهند، در ورودی پادگان اتومبیلشان مورد اصابت بمبهای دشمن قرار میگیرد و همانجا به شهادت میرسند
قائمپناه: دشمن درک درستی از نهادسازی ایران نداشت
بابا افتخار ما شد
من هیچوقت در خودم چنین لیاقتی نمیدیدم، همسر شهید باشم. همیشه وقتی همسرم به مأموریت میرفت، کمی نگران میشدم. اما او با لبخند میگفت: «نگران نباش، آخرش من شهید میشوم. از این بالاتر چیزی نیست. این شهادت باعث افتخار من و شما میشود.» خیلی وقتها این حرف را تکرار میکرد، اما من هیچوقت فکر نمیکردم روزی واقعاً این اتفاق بیفتد
پدرم جنگ را انتخاب نکرد رسالتش را دنبال کرد
پس از جنگ جولای ۲۰۰۶ رهبری و تأسیس واحد اطلاعات حزبالله به شهید هزیمه سپرده شد. هدف او ایجاد دستگاهی قوی و مؤثر بود که مقاومت بتواند در هر درگیری یا جنگ آینده به آن تکیه کند و توازن قوا را به سود خود تغییر دهد. شهید فرمانده این واحد را توسعه داد تا اطلاعات را با دقت جمعآوری و تحلیل کند و در لحظات حساس، ضربات کوبندهای به دشمن وارد سازد
آمریکا در جنگ با ایران با چالش کاهش ذخایر پدافندی مواجه شده است
گفت شهادت لیاقت میخواهد دعا کنید نصیبم شود
همسرم بعد از شهادت آقای رئیسی خیلی ناراحت بود. میگفت خوش به حالشان که شهید شدند و کاش این سعادت نصیب من هم بشود. گفتم این چه حرفی است که میزنی. قرار است با هم بزرگشدن بچهها را ببینیم. در جواب گفت: نه زینب، شهادت لیاقت میخواهد. دعا کن قسمت من هم بشود
