برچسب جنگ تحمیلی

معاون وزیر ارتباطات: اینترنت دیگر در شرایط بحران قطع نخواهد شد

معاون حقوقی، امور دولت، مجلس و استان‌های وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات با اشاره به تجربه قطع اینترنت در جریان جنگ اخیر گفت: کشور به سطحی از بلوغ رسیده که حتی در شرایط بحرانی و التهابات شدید نیز می‌تواند بدون قطع اینترنت مدیریت شود و دیگر شاهد قطع اینترنت نخواهیم بود.

پارتی بازی برادرانه برای جبهه رفتن و شهید شدن!

ابوالفضل پیش من آمده بود تا برای رفتن به جبهه برایش پارتی بازی کنم. در قرعه‌کشی پادگان امام حسین (ع) قرعه جبهه رفتن به نامش نیفتاده بود و اصرار داشت حتماً اعزام شود. آن زمان آقای بنی احمد فرمانده پادگان امام حسین (ع) بود و، چون با ایشان سابقه دوستی داشتم، ابوالفضل می‌خواست به بنی احمد زنگ بزنم و برایش پارتی بازی کنم تا بتواند اعزام شود!

هنگام شستن لباس رزمنده‌ها جوی خون راه می‌افتاد

برای ما اینطور روایت کردند: علی قبل از شهادتش زمانی که می‌خواست به عملیات برود، چون آب در دسترسش نبود، مجبور شد با آب کمی که در یک قوطی کمپوت بود وضو بگیرد و در عملیات شرکت کند. قبل از رفتن به عملیات موهایش را شانه زد و حسابی به سر و وضعش رسید. گویا می‌دانست که در این عملیات به شهادت می‌رسد

آبادان در سال اول جنگ شهری که هیچ‌وقت مقابل دشمن تسلیم نشد

روستای مدن در شمال شرقی آبادان قرار داشت که پیش از شروع جنگ تحمیلی، دو تپه مصنوعی در مجاورت این روستا درست شده بود. بعثی‌ها با استقرار روی این تپه‌ها سعی داشتند به مدافعان آبادان مسلط شوند؛ بنابراین رزمندگان در داخل شهر، چند تلاش برای عقب راندن دشمن از روی این تپه‌ها انجام دادند. شهید موذنی در این خصوص بسیار فعال بود

اولین عملیات کلاسیک ایران در جنگ تحمیلی

هرچند عملیات پل نادری با عدم الفتح رو‌به‌رو شد، اما یک سال و پنج ماه بعد، ارتش و سپاه با همراهی هم عملیات بزرگ فتح المبین را طرح‌ریزی کردند و این بار نیرو‌های خودی چنان درسی به دشمن دادند که مجبور شد ۲ هزارو ۵۰۰ کیلومتر از مناطــــق اشغالی کشورمان را ترک و برای همیشه از غرب ساحل کرخه فرار کند

شهادت محمد ۱۰ ساله تأثیر عمیقی روی مردم گرگان گذاشت

شهادت برادرم در آن مقطع که ابتدای جنگ تحمیلی بود، بازتاب بسیار زیادی بین مردم پیدا کرد. خصوصاً آنکه تشییع پیکر برادرم مصادف با برگزاری روز قدس بود. هشتم مرداد که محمد شهید شد، اواخر ماه رمضان بود. پیکرش در بیمارستان جاجرود بود و امام جمعه وقت آقای نورمفیدی خیلی تلاش کرد پیکر شهید در روز راهپیمایی قدس به گرگان برگردد

جنگ برای بقا در گودال تاریک

شب صدای چند نفر را شنیدم که به گودال نزدیک‌تر می‌شدند. عربی حرف می‌زدند! بعثی‌ها آمده بودند تا من را اسیر کنند، اما در همین لحظه چند نفر دیگر از بچه‌های خودی از راه رسیدند و زودتر از بعثی‌ها خودشان را به من رساندند. یکی از این بچه‌ها از گردان خودمان بود، آرام به من گفت عراقی‌ها این اطراف هستند...

مبارز «خرداد ۴۲» در «بدر ۶۳» جام شهادت نوشید

چون محمد پیکری نداشت مدتی طول کشید تا شهادتش تأیید شود. سال ۶۳ و مقارن با عملیات بدر در جبهه‌های جنوب، بعثی‌ها پادگان ابوذر را بمباران شدیدی می‌کنند. کار داداش حمل و نقل مهمات در منطقه عملیاتی بود. روز شهادت، محمد موقع اذان انگشتر و پلاکش را از دستش در می‌آورد و وضو می‌گیرد. در همین لحظه بمباران پادگان شروع می‌شود