برچسب جنگ تحمیلی

راننده نفوذی خودروی رزمنده‌ها را به ته دره برد!

خیلی‌ها فکر می‌کنند منافقین از سال ۶۵ که رجوی به عراق رفت با صدام همکاری می‌کردند. اما در واقع آن‌ها از اولین روز‌های شروع جنگ با بعثی‌ها همکاری می‌کردند. مثلاً در عملیات شهیدرجایی و شهید باهنر که شهریور سال ۶۰ انجام گرفت، یک نفر نیروی نفوذی منافقین عملیات را لو داد و باعث شهادت تعداد زیادی از بچه‌ها شد

ریزش منافقین با ابتکار عنایت‌الله

از فردای آن روز که بچه‌ها، حضور افراد منافقین و گروهک‌ها را در مسجد به عنایت (مسئول بچه‌های مسجد) گزارش دادند، عنایت هر روز مسافت دو را بیشتر و تمرینات را سنگین‌تر کرد و به همین ترتیب کم‌کم از جمعیت کاسته شد و آن‌هایی که دلشان واقعاً با دفاع نبود و همه افراد وابسته به گروهک‌ها، مسجد را ترک کردند

دست‌های عباس قطع شده بود مثل مولایش در کربلا

خاله شهید می‌گوید: خواهرم بچه‌های دیگری هم داشت که آن‌ها را دوست داشتم، اما مهر عباس چیز دیگری بود. برای همین بعد از تولدش او را به خانه خودمان که در همان کوچه بود می‌بردم و از آن زمان عباس در خانه ما زندگی کرد. وقتی گرسنه‌اش می‌شد من را تکان می‌داد که او را به خانه مادرش ببرم تا شیرش را بخورد

خسرو به اندازه تمام تنهایی‌هایش بغض داشت

از گذشته خسرو چیزی نمی‌دانستم. می‌دیدم توی خودش می‌رود و گوشه‌گیری می‌کند. رفتم علتش را پرسیدم. چیزی نمی‌گفت. اصرار کردم. ناگهان زد زیر گریه. انگار قفل دهانش همراه بغض‌اش شکست و همراه قطرات اشک شروع کرد به تعریف ماجرای زندگی‌اش. گفت که در نوزادی او را مقابل یک پرورشگاه گذاشته‌اند و حالا خانواده‌ای ندارد...

مهدی دیگر آن نوجوان ترسوی قبل نبود!

وقتی به پدرم گفتم می‌خواهم به جبهه بروم، گفت تو همین الان یک حشره به اندازه کف دست من ببینی از ترس غش می‌کنی. آن وقت می‌خواهی به جبهه بروی و با عراقی‌های دومتری مبارزه کنی! من هم در جواب گفتم بعثی‌ها که شبیه حشرات نیستن، بعد هم قرار نیست با دمپایی با آن‌ها مقابله کنم

گفت «مادر می‌خواهم امتحانت کنم» و مادرم با افتخار راهی‌اش کرد

دقیقاً یادم است برادرم در آخرین اعزامش در حیاط از پدرم خداحافظی کرد. حتی در کوچه و موقع رفتن، برگشت یگ نگاهی کرد که هنوز آن نگاه خاطرم است. الان حدود ۴۳ سال گذشته، اما کاملاً چهره‌اش در هنگام وداع در ذهنم ماندگار شده است

عزیزی: فرمانده سپاه شهید شد، اما فرمانده نیروی هوافضا می‌دانست که ماموریت شان چیست/ جنگ همراه با شرارت و ناجوانمردی برمیگردد به خوی اپستینی ترامپ + فیلم

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: در روز شنبه ۹ اسفند ساعت ۹:۳۰ این جنگ همراه با شرارت و ناجوانمردی باز هم شروع شد و باز هم برمیگردد به همان خوی اپستینی ترامپ و رفتار‌هایی که طبیعتاً غلط است.

۳ برادرم همزمان راهی میدان نبرد شدند

سید سکر با عجله آمد و ما را با همسایه‌ها پشت یک ماشین سوار کرد و به راه افتاد. در راه هم هر کس را می‌دید که با پای پیاده می‌رود، تا جایی که پشت ماشین جا داشت سوار می‌کرد. ما را به روستایی که پدربزرگم آنجا زندگی می‌کرد و نزدیک شوش دانیال (ع) بود، رساند