برچسب جنگ تحمیلی

شهید دشتی با زخم‌های عفونت کرده مقابل دشمن جنگید

یک شب بعثی‌ها مدرسه شهید دریابد رسایی را بمباران کردند و در نتیجه تعداد زیادی از بچه‌ها شهید و مجروح شدند؛ بنابراین شهید جهان آرا دستور داد بچه‌ها برای استراحت به قسمت جنوبی شهر که آن سوی کارون و چسبیده به آبادان بود بروند و هر کس برای خودش مقری پیدا کند تا حادثه مدرسه شهید رسایی تکرار نشود

نرسیده به جبهه جانباز شدم!

حالا با چه رویی به خانه برمی‌گشتم؟ می‌رفتم و می‌گفتم ظرف یک روز مجروح شدم و برگشتم! وقتی به خانه رفتم و پدرم در را به رویم باز کرد، با بینی شکسته و سری که از خجالت کج شده بود گفتم نرسیده به جبهه جانباز شدم. پدرم زد زیر خنده و تا مدتی ماجرای جبهه یکروزه مرا برای همه تعریف می‌کرد

سنگر علی‌اصغر محل نمازشب دوستانش شده بود

برادرم برای اعزام به جبهه، شناسنامه‌اش را دستکاری کرد و سنش را بالا برد. آنقدر با مهارت این کار را کرد که اصلاً مشخص نبود. در جبهه، چون مداح بود و کار‌های فرهنگی می‌کرد، چادر محل اسکانش محل نماز شب رزمنده‌ها شده بود. آنجا زیارت عاشورا می‌خواندند و علی اکبر هم مداحی می‌کرد

عراقی‌ها از کوی چومه می‌آیند!

دشمن همزمان با هجوم در محور‌هایی که از طریق جاده کمربندی به پل خرمشهر منتهی می‌شود و هدف اصلی او را تشکیل می‌دهد، دو گردان نیز مأمور می‌کند که با پیشروی در محور ۴۰ متری و مسجد جامع توجه رزمندگان را جلب کنند و آن‌ها را از مقابله با پیشروی متجاوزان به‌سوی پل بازدارند

«محسن چریک» پایه‌گذار سلسله عملیات بازی دراز بود

بعثی‌ها در اوایل جنگ و در حالی که نیرو‌های ما انسجام لازم را نداشتند، قله‌های بازی‌دراز را به تصرف خود درآورده بودند. هرکدام از طرفین که این قله را در اختیار داشت می‌توانست به کل منطقه غرب تسلط داشته باشد. شهید گلاب‌بخش معتقد بود که باید قله‌های بازی دراز را آزاد کنیم تا دست برتر با ما باشد

۹۶ زخم تیر و ترکش یادگار من از دوران دفاع مقدس است

جانشین گردان آقای ولیپور ماسکش را در آورد و به رزمنده طلبه‌ای داد و گفت شما طلبه‌اید باید زنده بمانید و برای اسلام تبلیغ کنید. من پاسدارم اگر به شهادت برسم به آرزویم می‌رسم، اما بر اثر شدت آلودگی محیط، همانجا هر دو رزمنده به شهادت رسیدند. واقعاً رزمندگان، دنیایی از ایثار و ازخودگذشتگی بودند