عراقی‌ها از کوی چومه می‌آیند!

دشمن همزمان با هجوم در محور‌هایی که از طریق جاده کمربندی به پل خرمشهر منتهی می‌شود و هدف اصلی او را تشکیل می‌دهد، دو گردان نیز مأمور می‌کند که با پیشروی در محور ۴۰ متری و مسجد جامع توجه رزمندگان را جلب کنند و آن‌ها را از مقابله با پیشروی متجاوزان به‌سوی پل بازدارند

دشمن همزمان با هجوم در محور‌هایی که از طریق جاده کمربندی به پل خرمشهر منتهی می‌شود و هدف اصلی او را تشکیل می‌دهد، دو گردان نیز مأمور می‌کند که با پیشروی در محور ۴۰ متری و مسجد جامع توجه رزمندگان را جلب کنند و آن‌ها را از مقابله با پیشروی متجاوزان به‌سوی پل بازدارند

جوان آنلاین: متنی که پیش‌رو دارید، برگرفته از کتاب «روز شمار جنگ ایران و عراق» است. آبان ۱۳۵۹ خرمشهر سقوط کرد و در آن روز‌ها لحظات سخت و خاصی بر مدافعان این شهر می‌گذشت. خاطرات کتاب روزشمار جنگ ایران و عراق حاوی خاطرات شاهدان عینی از صحنه نبرد است که به زیبایی ترسیم شده است.  

اخطار رضا دشتی

بچه‌ها ۱۶ نفری به سمت خیابان آرش حرکت می‌کنند و با نزدیک شدن به نیرو‌های دشمن، درگیری نزدیکی را شروع می‌کنند و طی چند ساعت نبرد شدید، عده‌ای از نیرو‌های دشمن را می‌کشند و بقیه را از این محور مجبور به فرار می‌کنند. مدافعان شهر که از فرط خستگی توان ادامه کار ندارند، حدود ساعت چهار صبح به ساختمان فرمانداری برمی‌گردند. در ساختمان فرمانداری، هنوز چشمان بچه‌ها گرم نشده که با صدای تیراندازی مهاجمان، بعضی بچه‌ها متوجه حضور دشمن در نزدیکی خود می‌شوند. با ردیابی گلوله‌ها گروهی از نیرو‌های دشمن را روی ساختمانی در ۵۰۰ متری فرمانداری می‌بینند.  

بچه‌ها با کمین در نقاط مناسب، مهاجمان را زیر آتش سلاح‌های خود می‌گیرند. سماجت دشمن برای پیشروی با وجود تلفات پی‌درپی، تعجب بچه‌ها را برانگیخته است. ساعتی می‌گذرد، در حالی که بسیاری از نیرو‌های دشمن کشته شده‌اند. ناگهان بی‌سیم به صدا در می‌آید: «بچه‌ها داریم محاصره می‌شویم ـ نه بابا! ما اینجا داریم می‌کشیم ـ از دو طرف داریم محاصره می‌شیم. عراقی‌ها از طرف (کوی) چومه و (خیابان) عشایر دارند می‌آیند.»

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *