برچسب ارتش بعث عراق

مدافع فاو با دشمن خارجی و مشکلات داخلی توأمان می‌جنگید

اواخر جنگ خودم شاهد بودم که از مواد غذایی گرفته تا مهمات برای ما جیره‌بندی شده بود. ما یک خمپاره ۶۰ داشتیم که دو روز یک‌بار سه گلوله در اختیارمان می‌گذاشتند. یعنی روزی یک و نیم گلوله خمپاره سهمیه داشتیم. یا هر گردانی دو ماشین در اختیار داشت که، چون بنزین را کوپنی کرده بودند می‌گفتند یکی از آن‌ها را بخوابانید و فقط از یکی استفاده کنید.

هر تکاور نیروی دریایی معادل ۵۰ سرباز بعثی بود

صدام جنگ را با نیرو‌های زیادی شروع کرد ولی همه چیز آن‌طور که فکر می‌کرد پیش نرفت. او خیلی زود غافلگیر شد. تکاوران نیروی دریایی که تعدادشان زیاد هم نبود در کنار نیرو‌های مردمی با شجاعت تمام مقابل قوای نظامی دشمن ایستادند

نقطه ضعف بعثی‌ها نقطه قوت رزمندگان بود

نیرو‌های ایران، حداقل دوبار عبور عمده از عریض‌ترین و عمیق‌ترین رودخانه استان خوزستان یعنی اروندرود داشتند. بار اول در بهمن ماه ۱۳۶۴، غواص‌های خط‌شکن توانستند هم جزیره ام‌الرصاص را مقطعی به تصرف درآورند و هم شبه جزیره فاو را

عقب‌نشینی زیر سایه تکبیر ایرانی‌ها!

فرمانده لشکر ششم از فرمانده سپاه سوم درخواست اجازه عقب‌نشینی کرد. آری عقب‌نشینی، کلمه‌ای که در قاموس نظامی عراق نامفهوم بود. صدام حسین پیش از این گفته بود: عراقی‌ها با کلمه‌ای به نام عقب‌نشینی آشنا نیستند و تنها پیشروی را می‌شناسند، حال آنکه این جنگ، کلمه عقب‌نشینی را به قاموس ما افزود

روزی که بعثی‌ها پاوه را بمباران خوشه‌ای کردند

بعثی‌ها نهم خرداد ۱۳۶۰ پاوه را مورد حمله وحشیانه هوایی قرار می‌دهند. مردم این شهر پشتیبان نظام بودند و همین مسئله باعث شده بود ضد انقلاب و بعثی‌ها نسبت به این مردم کینه داشته باشند. پاوه در طول دفاع‌مقدس شاهد وقایع دیگری نیز بود

حمله دشمن در وقت اضافه!

بعد از دفع حمله دشمن در آخرین روز تیرماه ۶۷، فشار دشمن کمتر شد. هر چند که تا دو روز بعد همچنان درگیری‌ها ادامه داشت. صدام دشمن سمج و سرسختی بود و تا آخرین لحظات می‌خواست تا می‌تواند برای خودش دستاورد ایجاد کند. هرچند که موفق نشد نیتش را عملی کند

شبی که با جنازه سوخته بعثی‌ها به صبح رساندیم!

فردا شب دوباره دستور حمله صادر شد و ما توانستیم پاسگاه شرهانی را پس بگیریم و عملیات با موفقیت به انجام رسید. آنجا تانک‌های زیادی از دشمن منفجر شده بود و بعثی‌ها برای نجات خودشان از تانک بیرون آمده بودند، ولی همگی سوخته بودند. ما چندین شب کنار این تانک‌ها و جنازه‌های سوخته شب را به صبح رساندیم

بعثی‌ها روز رحلت امام آب را به روی اسرا بستند

حمام ما در اسارت، تانکر آب بود. شیر آن را باز می‌کردند و هر دو دقیقه یک نفر وقت حمام داشت. طی یک‌ساعت باید ۲ هزار نفر حمام می‌کردند. نصف اردوگاه بیماری گال گرفته بود. وقتی شب‌ها می‌خوابیدیم شپش از سروکله ما بالا می‌رفت و خیلی اذیت می‌شدیم