برچسب جمشید مشایخی

سایه های غم 1366

آذر و محمد كه دختر عمو و پسرعمو هستند با هم ازدواج مي كنند. والدين آنها مشتاق به ديدن نوه خود هستند. فرزند اول و دوم زوج جوان قبل از تولد مي ميرد و آنها چاره را در آن مي بينند تا براي بچه دار شدن متاركه كنند و هر يك با شخص ديگري ازدواج كند. مادر محمد دختري براي پسرش پيدا مي كند اما آذر كه خيال ازدواج ندارد دختركي را به فرزندي مي پذيرد كه والدينش در بمباران شهر از بين رفته اند. در شب ازدواج محمد، آذر و دخترك نيز دعوت مي شوند دخترك ندانسته مراسم را به هم مي زند و با حركات بچه گانه خود آذر و محمد را دوباره به هم مي رساند.

راه افتخار 1373

ماجراي اين فيلم بر اساس يك رويداد واقعي است. قلب تپنده سه پالايشگاه بزرگ نفتي كشورمان 32 بار توسط جنگنده هاي دشمن بمباران مي‌شود، اما هرگز از كار باز نمي‌ايستد، دو مهندس ايراني با اجراي يك پروژه سري دست به كاري مي‌زنند كه هيچكس از وجود اين سه پالايشگاه با خبر نمي‌شود و تا پايان جنگ تحميلي اين راز جزو اسرار باقي مي ماند.

حالا چه شود! 1373

در كنار يك هتل بزرگ خانه اي قديمي مثل يك وصله ناجور قرار دارد. مالكي درصدد خريدن خانه برمي آيد، اما پيرزن صاحب خانه، راضي به فروش آن نيست. مالكي به طريقي با فرزندان پيرزن رابطه برقرار مي كند تا بلكه موفق به خريد خانه شود. پس از يك سلسله حوادث مضحك سرانجام مالكي تسليم سماجت پيرزن شده و با او ازدواج مي كند و حياط خانه قديمي را به مدرسه مجاور مي دهد تا بچه ها، محلي براي بازي داشته باشند.

تنها 1376

دكتر جواني بعد از اتمام تحصيلات خود به زادگاهش بازمي گردد. او به محض ورود به خانه با جنازه ي مادر خود روبرو مي شود. عراقي ها به روستا حمله كرده اند و همه چيز را به تاراج برده اند. زن ها و دخترهاي آبادي را اسير يا شهيد كرده اند و مردان را نيز به شهادت رسانده اند. دكتر بعد از كشتن يك عراقي تحت تعقيب سربازان بعثي قرار مي گيرد. او در حين فرار به محلي پناه مي برد كه پيرمردي از روستا به همراه دخترش گل پري در آنجا مخفي شده اند. دكتر قصد دارد پيرمرد و دخترش را نجات دهد اما پيرمرد در محاصره ي دشمن كشته مي شود. دكتر گل پري را بر اسبي كه از روستا به همراه آورده سوار مي كند و از او مي خواهد به محل امني برود. دكتر بعد از درگيري زياد با دشمن گل پري را در امامزاده اي زخمي مي يابد، گل پري قبل از مرگ از سربلند كشته شدن كژال نامزد دكتر مي گويد و سربند پدرش را به او هديه مي كند. دكتر نيز به قلب دشمن حمله ور مي شود و با كشتن فرمانده ي سربازان اجنبي به سراغ ساير متجاوزين مي رود.

سلام به انتظار 1374

دكتر رضا كه در كانادا مشغول به تحصيل بوده اكنون پزشك متخصص و جراح مغز و اعصاب است او در كانادا موقعيت بسيار عالي را كسب كرده، بطوريكه قرار است بيمارستاني داير كنند كه به نام و با رياست او باشد. دكتر رضا بعد از دوازده سال دوري از وطن براي ديدار اقوام به ايران باز مي گردد، او از طريق نوشته هاي مريم كه تحصيل كرده و دبير دبيرستان است با تحولات ايران و مسائل جنگ تحميلي و جبهه آشنا مي شود و عمل مهمي را نيز كه قرار بود در خارج از كشور انجام شود بر روي يك مجروح جنگي انجام مي دهد كه با موفقيت بسيار همراه مي شود، او به همراه مادر، پدر و خواهرش به خواستگاري مريم مي رود كه با جواب منفي او روبرو مي شود، اما وقتي به كانادا مي رود تصميم مي گيرد براي هميشه به ايران باز گردد و با مريم ازدواج كند.

مجازات 1373

«حاج حيدر» به دست شخصي به قتل مي‌رسد. ابتدا اين جنايت خودكشي اعلام مي‌شود. پسرش كه در رشته حقوق تحصيل مي‌كند، پرده از اين ماجرا بر مي‌دارد و با كمك بازپرس به جستجوي قاتل بر مي‌آيد. در اين جستجو اتفاقي مي افتد كه...

شکوه بازگشت 1371

با شنيدن خبر نابودي يك بيمارستان صحرايي، دكتر امير راستين همسر باردارش ليلي را نزد پدر همسرش، قوام، مي گذارد و به جبهه مي رود. در غياب شوهر، ليلي به كار نقاشي و نگارش كتاب مشغول است. در ضمن با سامان، كه مدير يك مؤسسه انتشاراتي است براي چاپ كتابش همكاري مي كند. خبر شهادت دكتر راستين،‌ ليلي را دگرگون مي كند. از طرفي فتاحي و همسرش به علت ثروت زياد قوام، خواستار ازدواج مرتضي، پسر از خارج برگشته شان، با ليلي هستند. اما ليلي مرگ شوهر را باور ندارد و اصرار دارد كه دكتر راستين همچنان زنده است. در همين زمان، سامان نيز به ليلي پيشنهاد ازدواج مي دهد. اما درست هنگامي كه ليلي تلويحاً تقاضاي سامان را پذيرفته، خبر زنده بودن دكتر راستين مي رسد. اعضاي خانواده به همراه سامان به ايستگاه راه آهن مي روند تا از دكتر راستين كه حالا يك پايش را از دست داده است، استقبال كنند.

بدون شرح 1381

بدون شرح ماجرای دفتر یک هفته نامه شهر قشنگ است که در حال ورشکستگی است اما سردبیر و کارکنان و مدیر این هفته نامه در تلاش هستند تا هفته نامه شهرقشنگ را نگه دارند و این باعث به‌وجود آمدن ماجراهای جالب مجموعه تلویزیونی بدون شرح می‌شود.