برچسب جلال آل احمد

تحلیل کوتاه قسمتی از کتاب غربزدگی جلال آل‌احمدبا موضوع ایران در خاورمیانه

این نوشته نه برای دفاع از جلال آل‌احمد نوشته شده و نه برای نقد او. هدف آن صرفاً بررسی این پرسش است که آیا عبارتی از کتاب «غربزدگی» می‌تواند به‌درستی بدین معنا باشد که آل‌احمد آرزو می‌کرده ایران زیر سلطه امپراتوری عثمانی قرار گیرد؟

آورده آقای نویسنده همان است که بود!

شاید در آغازین بخش از نوشتار، لازم باشد تا تکلیف خویش را با این مسئله روشن کنیم که آیا اهالی اندیشه و قلم، الزاماً دارای منظومه فکری هستند یا خیر؟ به باور نگارنده، هر متفکری با هر میزان از آزمون و خطا و حتی تناقض، قطعاً رقم زننده چنین منظومه‌ای هست، مگر اینکه بپذیریم که او در طول حیات خود هیچ فکری نداشته، یا هرگز به سوی ابداع نرفته است!

از غنی‌نژادتا سروش، عبدالکریمی و اردکانی در تحلیل عبدالجواد موسوی/ ابتذال، جای تفکر اصیل را می‌گیرد؟/  آسیب‌شناسی ساخت دوقطبی‌های کاذب در عرصه عمومی

گروه اندیشه: سیدعبدالجواد موسوی نویسنده و روزنامه نگار، در گفت و گویی که محسن آزموده و طاهره مهری در ایبنا با او انجام داده اند، به نقد نقش رسانه ها در ترویج مباحث فکری و اندیشه ای می پردازد و جنجال های مصنوعی و کاذب ناشی از توهین و هتاکی در هفته های اخیر یک اقتصاددان به برخی چهره های روشنفکری معاصر ایران به ویژه دکتر علی شریعتی را به بررسی می نشیند. موسوی در این گفت و گو معتقد است که نشریات و رسانه‌ها با ساده‌سازی افراطی مباحث فلسفی و جامعه‌شناختی جهت جلب مخاطب عام، جریانی مبتذل از نقد را شکل داده‌اند که به جای تحلیل علمی، به «هتاکی‌های بی‌هزینه» و «فحاشی مدمحور» علیه چهره‌های تاریخ اندیشه بدل شده است. از نظر او جدال‌های اخیراً برانگیخته‌شده میان برخی اقتصاددانان و روشنفکران، نمونه‌ای بارز از همین الگویِ تقلیل‌گرایانه است؛ الگویی که با ساخت دوقطبی‌هایِ کاذب و رواجِ نقدهایِ تک‌جمله‌ای، عملاً بستر اندیشیدن و نقد منصفانه را مسدود می‌کند. عبدالجواد موسوی ریشه‌ی اصلی تمایل به چنین تقلیل‌گرایی‌هایی را در فرار همگانی از «رنج آگاهی» و تمایل جامعه برای «مسئولیت‌گریزی» می داند؛ تا جایی که تمامِ ناکامی‌ها و مصائب تاریخی به چند متفکر گذشته نسبت داده می‌شود تا جامعه خود را از پذیرش مسئولیت انتخاب‌ها و افکارش مبرا سازد. هرچند روشنفکران و آثارشان خالی از خطا نیستند، اما محاکمه‌ی تاریخ بدون در نظر گرفتن اقتضائات زمانه و تقلیل سیر و سلوکِ فکری آدم‌ها به یک مقطع خاص، رفتاری غیراخلاقی و بازدارنده در مسیر بالندگیِ گفت‌وگوی ملی است. راه حل موسوی برای گذر از این ابتذال این است که اهلِ فرهنگ باید از گردن‌نهادن به سلایق «مخاطبان مصرف‌گرای رسانه‌ای» خودداری ورزیده و با پرهیز از فضاسازی‌های پوپولیستی و بازی‌های دوقطبی، به تثبیت مخاطب جدی و صیانت از عمق تفکر تاریخی اهتمام ورزند. این گفت و گو را در ادامه می خوانید: