برچسب جشنواره فیلم فجر

نقد فیلم ضد – گرگی در میان ما

قصه فیلم سینمایی «ضد» در یکی از بحرانی‌ترین دوران دهه 1360 روایت می‌شود؛ در واقع قصه‌‌ این فیلم سینمایی از اسفند سال 1359 آغاز می‌شود و تا اواخر سال 1360 ادامه دارد. «ضد» درباره واقعه تروریستی هفت تیر است و داستان محمدرضا کلاهی را روایت می‌کند؛ مردی که تا امروز مظنون اصلی این واقعه بوده و گفته می‌شود که پس از انجام آن به هلند گریخت. کلاهی چند سال پیش در هلند ترور شد و تا امروز دقیقا قاتلان آن مشخص نیستند و وقایع فیلم ضد نیز بر اساس ده‌ها مصاحبه‌ای که با شاهدان انجام شده پیش می‌روند اما لزوما نمی‌توانند بر اساس واقعیت باشند و کارگردان هم اصراری بر اینکه قصه فیلم تریلر-سیاسی‌اش واقعی است ندارد.

نقد فیلم علفزار – دادگاهی به نام ایران

فیلم علفزار یک تخلیه انتقاد است، پر از حرف‌هایی است که شاید در یک سفر بین شهری با یک راننده تاکسی درباره آنها صحبت کنید؛ بگویید این آقازاده‌های پدرسوخته در خلوت خودشان هر کاری می‌کنند، مشروب می‌خورند و پول پارتی می‌گیرند، بگویید باباهایشان چه کثافت‌کاری‌هاییی نمی‌کنند و بگوییم سیستم قضایی فساد دارد. همه این صحبت‌های انتقادی از وضع حاکمیت می‌تواند در یک صف نانوایی هم شنیده شود و علفزار کاری که کرده جرات این را داشته تا این انتقادات تند و تیز را روی پرده نقره‌ای به تصویر بکشد. همین و بس.

نقد فیلم بیرو – تلاش برای سینمای متفاوت

ساختن فیلم در برخی از ژانرها در سینمای ایران کار بسیار سختی است. سینمای ایران، سینمای محدودی است. در این سینما چیزی بنام ژانر وجود ندارد که بشود درباره‌اش صحبت کرد.سینمای ایران سینمای محدودی است. بسیار محدود. اکثر فیلم‌ها در سینمای ایران به ملودرام‌های اجتماعی یا کمدی‌های سخیف گیشه‌ای ختم می‌شوند. بنابراین صحبت از ساختن آثاری که در گونه‌های مختلف ژانری طبقه بندی می‌شوند صحبتی بیهوده است.

نقد فیلم درب – این یک فیلم نیست!

وقتی روی صندلی سینما نشسته بودم، از عناصر به شدت خسته کننده و بی معنای فیلم بیزار شده بودم؛ خوشبختانه مخاطب‌هایی را می‌دیدم که بعد از پلان‌های بسیار طولانی و خسته کننده فیلم، بلند می‌شدند و می‌رفتند و کمتر کسی تا آخرین لحظه فیلم نشست. درب می‌خواهد فیلمی شبیه به آثار کیارستمی باشد ولی خب این کار را به بدترین شکل ممکن انجام داده و در نهایت به درد پخش از شبکه استانی می‌خورد. با نقد فیلم درب همراه ویجیاتو بمانید.

نقد فیلم خائن کشی – سقوط کیمیایی

برخی از کارشناسان سینما معتقد هستند که سالهاست دوران کیمیایی تمام شده و برخی دیگر همچنان به او وفادار هستند و سینمای کیمیایی را می‌ستایند. من شخصا جزو دسته اول هستم اما همیشه این عینک بدبینی را با خود به همراه ندارم، بخصوص زمانی که زمزمه‌هایی مبنی بر متفاوت بودن خائن کشی شنیده شد و گروه بازیگری کاملا متفاوتی نیز همراه با آقای کارگردان بود. با این وجود باید بگویم که خائن کشی صرفا یک ادای دین بازیگران مشهور و جدیدتر سینما به کیمیایی است، آنها خواستند در فضایی فیلمفارسی وار با کیمیایی کار کنند و احتمالا همه‌شان می‌دانستند که در فیلم بدی بازی می‌کنند؛ ولی این اتفاق باید می‌افتاده و حاصلش نیز خائن کشی شده است.

نقد فیلم مرد بازنده – سرمای کشنده

مرد بازنده شبیه هیچ کدام از فیلم‌های مهدویان نیست. مهدویان در تمام آثاررش نشان داده بود بلد است فیلم‌هایی گرم با قهرمانان سلحشور بسازد. حتی وقتی از عناصر ملودراماتیک استفاده می‌کرد (مانند درخت گردو) قهرمانانش کنش‌گر بودند و با اقداماتشان احساسات تماشاگر را در مشت می‌گرفتند. اما مرد بازنده فیلم دیگری است و احمد خسروی قهرمان دیگری. مردی بازنده که خودش هم می‌داند دوره‌اش گذشته است اما به سبک مردان قدیم نمی‌تواند آرام بنشیند و هیچ کاری نکند. مردان قدیم به هر حال شکست را به بی عملی ترجیح می‌دهند. آن‌ها کنش‌گراند. اما جنس این کنش‌گری در مرد بازنده متفاوت است. اگر در لاتاری اقدام موسی عملی قهرمانانه به حساب می‌آمد، اقدامات احمد خسروی پیشاپیش محکوم به شکست است. این مهم‌ترین تفاوت مرد بازنده با سایر فیلم‌های مهدویان است. حتی شیشلیک با توجه به تم کمدی که داشت فیلم سلحشورانه‌تری به حساب می‌آید تا مرد بازنده. برای همین است که تماشاگران فیلم بعد از تماشای مرد بازنده شوکه شدند. تکلیف آن‌ها با فیلم معلوم نبود. آن‌ها از کارگردان رو دست خورده بودند. این جا خبری از یک فیلم گرم نبود. قهرمان فیلم عمل‌گرا بود، اما جنس عمل‌گرایی‌اش فرق می‌کرد. فیلم عامدانه سرد ساخته شده بود و همین سرما تماشاگر را سردرگم می‌کرد. مرد بازنده فیلم دیگری بود و مهدویان این فیلم مهدویان دیگری.

کارگردان «کوچ»: بدون قضاوت و قهرمان‌سازی اغراق‌آمیز «حاج قاسم» را روایت کردیم

اسفندیاری با بیان اینکه «کوچ» بدون قضاوت و قهرمان‌سازی اغراق‌آمیز «حاج قاسم» را روایت کرده است، درباره مخاطب این فیلم گفت: مخاطب هدف مشخص و محدودی در ذهن نداشتیم. احساحس می‌کنم فیلم می‌تواند مخاطب خود را در هر سنی پیدا کند.

بازیگر فیلم «کوچ»: برای ایفای نقش پدر حاج قاسم به دل زندگی او رفتم

علی‌محمد رادمنش با اشاره به چالش‌های ایفای نقش پدر سردار شهید حاج قاسم سلیمانی گفت: برای نزدیک شدن به این شخصیت، علاوه بر مطالعه فیلمنامه، به زادگاه او سفر کرده و از نزدیک با زیست، لهجه و سبک زندگی‌اش آشنا شده است.